بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

اندر مذمت سیستم درمانی اینجا و مدح آنجا
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: آمریکا و کانادا ، زندگی در غرب
 (محیط کاربری پرشین بلاگ عوض شده بود و اشتباها آخرین مطب را پاک کردم. این مطلب را دوباره آپ کردم.)
خیلی از ساکنان مرز پرگهر تصورشان این است که هرچه در ایران هست بدترین است. اما واقعیت این است که قدر بعضی نعمت ها را کسی می‌داند که به مصیبتی گرفتار آید.

در آمریکای شمالی، پزشک و پرستار به میزان کافی وجود ندارد در عوض در بیشتر سوپرمارکت ها دارو فروخته می‌شود و رسانه‌ها هم همانطور که ماشین و پوشک بچه . ... را تبلیغ می‌کنند  آگهی داروهای مختلف را هم پخش می‌کنند. در بعضی از فروشگاهها هم یک داروشناس به مشتری‌ها مشاوره می‌دهد.  نتیجه اینکه در اینجا خود-درمانی بسیار رایج است.

 در کانادا وضع بسیار بهتر از آمریکاست. دارو نسبتا ارزانتر است و بیمه‌ی همگانی اجباری است اما در آمریکا ۴۷ میلیون نفر فاقد بیمه هستند (۱). آقایی در ایالت کارولینای جنوبی که اپتومتریست بوده و سالانه ۱۰۰هزار دلار درآمد داشته می‌خواسته جراحی قلب باز  انجام بدهد به هر شرکت بیمه که مراجعه می‌کند درخواستش را رد می‌کنند و می‌گویند تو قابل بیمه‌شدن نیستی چون ریسکت بالاست. مجبور می‌شود همه‌ی زندگیش را بفروشد. یکی از دوستان هم که در استانفورد درس می‌خواند تعریف می‌کرد که همسرش بیمه نبوده و مراجعه به قسمت اورژانس بیمارستان ۲۵۰۰ دلار برایش آب خورده.

یکی از شعارهای اصلی هیلاری کلینتون و باراک اوباما برای انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا افزایش پوشش بیمه‌ی همگانی است. مثلا آقای اوباما که دفتر بنده از ایشان حمایت می‌کند گفته می‌خواهد بیمه را برای کودکان زیر ۸ سال اجباری کند.

در همین کانادا هم شما نمی‌توانید هر وقت خواستید دکتر خانوادگی‌تان را ببینید. معمولا یک هفته باید در نوبت بمانید یا به کلینیک بروید. یکی از بچه‌ها دستش شکسته بود و به بیمارستان اصلی کیچنر (واترلو) رفته بود. ۳ ساعت منتظر مانده بود و هیچ کس سراغش نیامده بود وقتی به پرستار اعتراض کرده بود که من دارم از درد می‌میرم به او گفته بودند: از نظر ما مورد شما اولویت پایین‌تری دارد و باید منتظر بمانید.

دکترهای اینجا بیشتر روان‌شناس هستند تا طبیب بدن. وقتی سراغ آنها می‌روی کلی برایت قصه‌ می‌گویند و حرف می‌زنند. ۳ هفته بود که سرما خورده بودم و سرفه می‌کردم. چهارشنبه ۳۱ ژانویه  به کلینیک دانشگاه رفتم. به پزشک گفتم که من ۳ هفته است از کار و زندگی افتاده‌ام و می‌ترسم این سرماخوردگی کهنه بشود.  آقای پزشک فصلی مشبع درباره‌ی بیماریهای ویروسی و عوارض جانبی آنها به هم بافت و آخرش یک عکس قفسه‌ی سینه برایم نوشت و گفت که آخر هفته‌ی بعد ۸ فوریه دوباره مراجعه کنم. تا ۸ فوریه هم خدا را شکر خودم خوب شدم.

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی!

هزینه‌ی دندان‌پزشکی و چشم پزشکی اینجا هم که سر به فلک می‌زند(۲) . من خودم هر وقت به ایران می‌آیم یک بار خدمت جناب پسرخاله می‌رسم و بنده خدا به رایگان دندانهایم را درست می‌کند. به دوستانی که می‌خواهند اینجا بیایند توصیه می کنم که یک دور در ایران روی چاله بروند و تیون آپ بکنند. به دوستانی هم که تازه به سرزمین برف آمده‌اند به ویژه مجردات توصیه می‌کنم که در خرید میوه، آب‌میوه و سبزیجات صرفه‌جویی نکنند و بهترینها را مصرف کنند.

انصافا وضع ایران از لحاظ پوشش بیمه و دانش پزشکی بهتر است.

(۱)- منبع: http://www.kaisernetwork.org/daily_reports/rep_index.cfm?DR_ID=47178

(۲)- البته بیمه‌های تکمیلی وجود دارد که بخشی از هزینه‌ها را جبران می‌کند اما هر کدام  شرایط  و اضافه‌بهای خاص خود دارند و  برای کسی که مهاجر/شهروند یا شاغل باشد صدق می‌کند.