بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

سادبری : شهری با یک خیابان - سفرنامه‌ی انتاریوی شمالی (۱)
ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ٢٦ آذر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: آمریکا و کانادا ، زندگی در غرب ، سفرنامه

مساحت انتاریوی شمالی ۸۰۲ هزار کیلومتر مربع یعنی تقریبا نصف ایران است اما جمعیت بسیار اندکی در آن ساکن است حدود۷۵۰هزار نفر. یعنی در هر کیلومتر مربع ۹دهم نفر زندگی می‌کند و در مقایسه با کل ایالت انتاریو ۸۷ درصد مساحت و ۷درصد جمعیت را داراست.

 


 چنانکه در نقشه می‌بینید دریاچه‌ی هوران که یکی از ۶ دریاچه‌ی شمالی است انتاریوی شمالی را از مابقی ایالت جدا می‌کند. بزرگترین شهر این ناحیه سادبری Sudbury است که ۱۵۸ هزارنفر جمعیت دارد و در ۵ سال گذشته تنها ۲۵۰۰ نفر به جمعیت آن افزوده شده است. سادبری ۴۰۰ کیلومتر تا تورنتو فاصله دارد.

در آگوست سال ۲۰۰۶ در حاشیه‌ی سفر به پارک کیلارنی Kilarney اقامت نیم روزه‌ای در سادبری داشتیم.  عمده‌ی جمعیت این شهر سفید هستند و از چینی و سیاه در آن خبری نیست. شهر یک خیابان اصلی دارد به اسم Brody که تقریبا همه‌ی شهر در کناره‌ی آن گسترده شده. در شهر دریاچه‌ای هست به اسم دریاچه‌ی رامزی که ادعا می‌کردند بزرگترین دریاچه‌ی درون شهری جهان است. در جنوب غربی این دریاچه موزه‌ی علم شمال Science North قرار دارد: موزه‌ی بسیار زیبایی که معماری آن به شکل دو دانه‌ی برف است. گفته‌اند که سالی ۴۰۰ هزار نفر از این موزه بازدید می‌کنند. این موزه را ستاره‌ی سادبری یا جواهر سادبری هم می‌نامند. بودجه‌ی سالانه‌ی این موزه ۵/۷ میلیون دلار است و ۷۵ نیروی تمام وقت دارد. علاوه بر دولت انتاریو، مردم و صنایع محلی سخاوتمندانه برای توسعه‌ و تجهیز این موزه کمک می‌کنند. مثلا  سال ۱۹۹۳ مردم منطقه مبلغ ۷۵۰ هزار دلار برای توسعه‌ی سینمای سه بعدی ‌Imax اهدا کرده‌اند.
شهر سادبری با همه‌ی کوچکی‌اش ادعا دارد که پایتخت سرگرمی های علمی است.

 

نکته‌ی بسیار جالبی که آدم از سفر به شهرهای کوچک منطقه می‌آموزد این است که ساکنان هر شهر برای رشد و پیشرفت و معرفی سرزمینشان بسیار تلاش می‌کنند. این نشان می‌دهد که هر کس به خانه‌ی و سرزمین خود تعصب دارد. جالب است بدانید یکی از ساکنان همین شهر سادبری -که یک خیابان بیشتر ندارد- در المپیک ۱۹۸۴ مدال طلا گرفته است.

دیگر اینکه هر شهر سعی می‌کند به چیزی شاخص شود. اگر اثر باستانی یا جاذبه‌ی طبیعی یا حسن خدادای هم در شهر نباشد جشنواره‌ای، موزه‌ای یا مسابقه‌ای راه می‌اندازند تا شهر خود را معروف کنند و در کنار آن توریست های بیشتری را جذب کنند و درآمد سرانه را بالا ببرند. حضور سالانه ۴۰۰ هزار نفر در یک شهر ۱۵۰ هزار نفری به نظر من بسیار چشم‌گیر است و همین بهانه‌ای می‌شود برای جذب بیشتر اعتبارات ایالتی و کشوری.

 

ادامه دارد...