بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

شرح دو بیت حافظ
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱ آذر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: شعر کلاسیک ، حافظ ، عرفان

قبل از شرح دو بیتی که دوستی پرسیده بود اجازه بدهید اول همه ی غزل را بخوانیم و  لذت ببریم (آن دوبیت مورد نظر را برجسته کرده ام) :

خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
ساقی کجاست؟ گو سبب انتظار چیست؟  
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار   
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست
پیوند عمر بسته به مویی است هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست؟
(۱) معنیّ آب زندگی و روضه ارم
جز طرف جویبار و می خوشگوار چیست؟
(۲) مستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اند
ما دل به عشوه که دهیم؟ اختیار چیست؟
راز درون پرده چه داند فلک خموش
ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست؟
سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست
معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست؟
زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست
تا در میانه خواسته کردگار چیست

اولین گام در درک شعر حافظ آشنایی با صورت شعر اوست یعنی خواندن صحیح اشعار او و دانستن معنای واژه ها. متاسفانه گذر زمان و تغییرات زبان بین منظور حافظ از برخی  کلمات  با برداشت امروزین ما فاصله انداخته.  این موارد چندان زیاد نیست اما می تواند به اشتباهاتی منجر شود که مثلا یکی از آنها را در همین بحث خواهیم دید. ابتدا معنی برخی از کلمات هر  بیت را بررسی می‌کنیم و بعد معنای آن را:

بیت اول :

آب زندگی: آب حیات که عمر جاودان با نوشیدن آن حاصل می شود در باور عامه خضر و الیاس از این چشمه نوشده اند و سرچشمه ی آن هم در ظلمات است.

روضه‌ی ارم: استعاره برای بهشت است.

طرف (tarf): کنار.

خوشگوار: چیزی که سریع هضم می شود

معنی:
 ۴ بیت اول این غزل که بیت مورد نظر آخرین آنهاست همه به یک مضمون واحد اشاره می‌کنند که ناپایداری دنیا و کوتاهی عمر و دعوت به غنیمت شمردن وقت است. اغتنام وقت Carpe diem یکی از اصول فکری حافظ است که از این لحاظ بسیار به خیام شباهت دارد. دکتر ندوشن هم مقاله‌ای در زمینه‌ی مقایسه‌ی خیام و حافظ دارند که روی همین شباهت انگشت گذاشته‌اند. حافظ معتقد است که نباید فرصت عیش و خوشی و خوبی را به امید فردا از دست داد. ما همین یک امروز را داریم و هیچ اعتمادی به فردا نیست.

شرح عرفانی
 می اصطلاحی عرفانی است و نزد صوفیه به معنی ذوقی است که از دل سالک برآید و او را خوشوقت گرداند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). بهشت و عمر جاودان با اعمال ما در همین دنیا به دست می‌آید پس باید لحظه لحظه‌ی حیات را برای خوبی و ذوق و ذکر غنیمت شمرد. حتی می‌توان گفت: بهشت در همین دنیا به دست می‌آید.

بیت دوم
مستور: یکی از معانی مستور پارسا و عفیف است، چنانکه در این بیت نظامی می بینیم:

ز ریحانی چنان چون درکشم دست؟
که دی مستور بود و این زمان مست

عشوه: ناز و حرکت معشوق که دل عاشق بدان فریفته شود. (غیاث اللغات ). ناز و کرشمه . (آنندراج ). حرکت نازنینان که بدان دل عاشقان را مجذوب کنند.

اختیار : یکی از معانی اختیار صلاح، صواب و کار درست است مثلا در تاریخ بیهقی آمده: چون خدای عزوجل بدان آسانی تخت ملک بما داد اختیار آن است که عذرگناهکاران بپذیریم. در این بیت هم حافظ اختیار را به همین معنا به کار برده و ربطی به جبر و اختیار ندارد.

معنی:یکی پوشیده دلبری می‌کند و یکی پیدا و آشکار. ما باید به کدامشان دل بدهیم کار درست کدام است؟

شرح عرفانی:

 در اصطلاح صوفیه ،مکتوم و مستور  کنه ماهیت الهی است، که از ادراک کافه عالمیان مستور است . (از فرهنگ مصطلحات عرفا) و به نظر می‌رسد در این بیت مست در مقابل مستور آمده و بنابراین باید کنایه از نشانه‌های آشکار خداوند باشد. عشوه هم در اصطلاح عاشقان ، تجلی جمال معشوق است (از کشاف اصطلاحات الفنون). به این ترتیب معنای بیت بسیار زیبا می‌شود: بعضی از جلوه‌های معشوق (خداوند) و صفات او  از چشم عام مستور است و برای خواص است و برخی از جلوه ها و صفات او برای همگان اما هر دونوع سرچشمه و مبدا یکسانی دارند حال ما باید به دنبال درک کدام دسته از صفات و آثار الهی باشیم؟