بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

ده سالگی وبلاگ
ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱٠ امرداد ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: انسان

دیروز در مسیر تورنتو تا واترلو داشتم مقاله‌ای از روزنامه‌ی Toronto Star را می‌خواندم به قلم دیوید ایوز درباره‌ی ده سالگی وبلاگ نویسی. در مقاله آمده بود که این ماه دقیقا دهمین سالگرد راه اندازی وبلاگ است و امروزه ۷۰ ملیون بلاگ در روی شبکه وجود دارد. هر روز ۱۲۰ هزار وبلاگ تازه متولد می شوند و روزانه ۵/۱ میلیون مطلب به روز می شود (۱۷ مطلب در هر ثانیه). در دهه‌ی گذشته طرفداران این رسانه‌ی تازه معتقد بوده‌اند که بلاگ جایگزین ژورنالیسم (روزنامه نگاری) سنتی خواهد شد و هر شهروند رسانه‌ی دلخواه خود را خواهد داشت. اما مخالفان می‌گویند موج نویسندگان تازه‌کار (آماتور) کیفیت و صداقت نویسندگی و حتی مردم سالاری را خدشه دار خواهد کرد.

نویسنده می‌گوید: هر دو گروه در اشتباهند. بلاگ جایگزین روزنامه نیست چرا که روزنامه‌نگاری تمرینی است که آداب و قواعد مشخصی دارد اما بلاگ نویسی -علی رغم مزایایش- آداب و ترتیبی ندارد. به عنوان مثال آیا کتاب تهدید یا جایگزینی برای روزنامه بوده؟ خیر! کتاب رسانه‌ی دیگری است با کارکردهای دیگر.

ادامه‌ی مطلب را در اینجا خواهید یافت: http://eaves.ca

به نظر من وبلاگ نویسی اگر موجب رشد نویسنده و خواننده نشود ارزشی ندارد. از میان این ۷۰ میلیون بلاگ واقعا چندتایشان حرف مفیدی می‌زنند و چیزی به دانسته‌های آدم اضافه می‌کنند؟ من خودم زیاد اهل وبلاگ خواندن نیستم اما در همین وبگردی‌های گاه گاه می‌بینم که نویسنده ها هرچه دلشان می‌خواهد بدون سند و منطق می‌گویند و اگر انتقادی بکنی یکباره به تو حمله ور می‌شوند. وبلاگ نویسی اجتماعی از آنجا که قواعدی برای نوشتن و معیاری برای ارزشگذاری ندارد متاسفانه به هرج و مرج و روزمرگی دچار می‌شود. ما ایرانی ها هم که در هر زمینه از فوتبال گرفته تا اقتصاد صاحبنظر هستیم و کم نمی‌آوریم. بهترین وبلاگ به نظر من آنهایی هستند که به صورت نیمه تخصصی یک موضوع را دنبال می‌کنند مثلا عکس یا نقد فیلم یا موسیقی یا سفرنامه نویسی  و بدترین وبلاگ ها٬ وبلاگهای منجیان اجتماعی و نوابغ سیاسی و فیمنیست‌های خارج‌نشین.

چندبار برایم پیش آمده که کسی خواسته به وبلاگش سر بزنم و درباره ی شعرهایش نظر بدهم. اگر فقط تعریف کنی می شوی استاد و همه چبز دان و خدا نکند کوچکترین انتقادی بکنی که می شوی بی سواد و نادان... از من می‌شنوید از چینی نازک تنهایی‌تان بیرون نیایید. صدبار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم.

این شمارشگرها هم بدمصیبتی هستند و نوعی غرور کاذب ایجاد می‌کنند. به تدریج گروهها و باندهای متعددی در محیط مجازی شکل گرفته که کارشان کلیک کردن و نان قرض هم دادن است. این هاله‌های نور  بدجور آدم را فریب می دهند.