بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

جامی از نهج البلاغه
ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ٤ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: نهج البلاغه

دلم می‌گیرد از گردش روزگار و در گوشه‌ی تنهایی یادم می‌آید که نهج البلاغه هست و بعد... سیل کلمات امام جاری می‌شود و مرا که در این کویر کور و پیر تشنه تر از زمین های خشکیده‌ام سیراب می‌کند:

بار الها! هنگامی است که خشکسالی پی در پی به ما هجوم آورده، و ابرهای باران‌زا به ما پشت کرده‌اند... در این هنگام که یاس و نومیدی بر مردم چیره شده و ابرها از باریدن باز داشته شده، ... تو را می‌خوانیم ...

پروردگارا! بارانی زنده کننده، سیراب سازنده، کامل، فراگیر، پاکیزه، پر برکت، گوارا و رویاننده بر ما نازل فرما! بارانی که گیاهان پر برکت و شاخه‌های پر ثمر به بار آورد و برگهایش سرسبز و خرم باشد چنان که بندگان ضعیف را به توان رساند و سرزمینهای مرده را زنده گرداند.

خداوندا! آبی ده که تپه‌ها و کوههای بلند ما را پر گیاه سازد و در دامنه‌ها و دشتهاجاری گردد و سرزمین ما را برکت بخشد...




(خداوندا!) بارانی دانه درشت و پی در پی برای سیرابی گیاهان ما فرو فرست، آنچنان که قطراتش یکدیگر را برانند و دانه هایش به شدت بر هم کوبیده شوند، نه رعد و برقی بی باران و ابری بی ثمر و نه ابرهای کوچک و پراکنده، و نه دانه هایی ریز همراه بادهای سرد، (بلکه بارانی مرحمت کن) که قحطی زدگان به نعمت فراوان رسند، و به برکت آن خشکسالی زدگان زنده گردند، زیرا تویی که: «بعد از نومیدی مردم باران را فرو می فرستی و رحمتت را بر آنها گسترده می سازی». خطبه‌ی ١١۵


چه خوب است که هنوز بارانی هست.
-------------------------------------------------

شتک خیزاب امواج

تنها

یک دو قطره

بر دیواره شفاف جام می‌چکاند؛

وعطارد در جام من است.

نهج البلاغه را می بندم.

(موسوی گرمارودی)