بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

اقلیت ها
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ٩ خرداد ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: زندگی در غرب

در تورنتو حضوراقلیتهای قومی بسیار چشمگیر است. دو سال قبل در آماری خواندم که 49% مردم این شهر خارج از کانادا به دنیا آمده اند و 76% زبان مادریشان انگلسیی نیست . این آمار بر فرض صحت تا به حال افزایش یافته چرا که تورنتو مهاجرپذیرترین منطقه ی کاناداست. فرآیند مهاجرت یک فرآیند تصاعدی یا درختی است. وقتی عضوی از یک خانواده ی بزرگ مهاجرت می کند تلاش می کند که اعضای دیگر خانواده را هم به سمت خود بیاورد. برخی قوانین کانادا هم این فرآیند را تسهیل می کنند. در نتیجه بسیار پیش می‌آید که خویشاوندان یک شغل واحد داشته باشند.

هنذیها و پاکستانی ها در انتاریو دو شبکه تلویزیونی تمام وقت دارند و در یکی از برنامه هایشان شنیدم که می گفتند جمعیت جامعه‌ی هند و پاکستانی در تورنتوی بزرگ به یک میلیون می رسد که از نظر سیاسی هم قدرت چانه زنی بالایی دارند.

این جمعیت زیاد باعث می شود که بسیاری از نیازهای این اقلیت در درون جامعه ی محلی پاسخ داده شود و اندرکنش آنها با جامعه ی بیرونی (کانادایی ها) کاهش یابد. به همین دلیل مهاجران نسل اول با وجود گذشت سالها بسیاری از اخلاق و آداب محل تولد را حفظ می کنند مثل سرسختی٬ انعطاف ناپذیری٬ جمع آوری مال بدبینی. در مرکز شهر حضور این اقلیت بسیار محسوس است. تقریبا تمام فروشگاههایی که وسایل یا خدمات صوتی تصویری ارایه می کنند در انحصار اینهاست و اسم خیلی هایشان هم حسن و حسین و ... است. هر وقت وارد یکی از این مغازه ها می شوم به شدت احساس می کنم که می خواهند سرم کلاه بگذارند و تا به حال دو بار هم موفق شده اند که با کلی مشقت توانستم یکی ازآنها را خنثی کنم.

در بدو ورود به خانه ی جدید شارژر گوشی ام سوخت به یکی از این مغازه ها رفتم گفت که شارژر اصلی وجود ندارد و هیچ جا یافت می نشود به جایش یک شارژر عمومی به من انداخت به قیمت 45 دلار! بعد از خرید شارژر به طرز عجیبی احساس حماقت می کردم٬ چون با اندکی پول بیشتر می توانستم یک گوشی تازه بخرم. خلاصه کلی چانه زدم تا توانستم آن شارژر را پس بدهم. برخورد مغازه‌دار پاکستانی آنقدرزشت و خلاف فرهنگ اینجا بود که من تصمیم گرفتم آن فروشگاه را تحریم کنم لذا الیوم هرگونه معامله با فروشگاه Source در هرجای عالم در حکم محاربه با شخص اینجانب می باشد و بر مومنین فرض است که اتباع کنند.

گاهی هم آدمهای خوبی در بین اینها پیدا می شوند. جند روز پیش به فروشگاه future shop واقع در خیابان yonge رفته بودم برای خرید تلویزیون. فروشنده اسمم را پرسید و کشورم را. تا گفتم ایران لبخند زد گفت من بنگلادشی هستم و پدرم یک اسم ایرانی روی من گذاشته. پرسیدم اسمت چیست؟ گفت: شهریار و بعد هم 10 دلار تخفیف داد!