بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

یونس
ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱ اسفند ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: قرآن

و به یاد بیاور آن گاه که او به سوی کشتی که پر بود روان شد.

و با آنها قرعه انداخت و قرعه به نام او افتاد و درمانده شد

او را به دریا افکندند و ماهی بزرگی او را بلعید و او سزاوار سرزنش بود.

و اگر از تسبیح گویان نبود،

تا روز قیامت در شکم ماهی می‌ماند

*‌ * *

 

 

 

من و تو چقدر تسبیح میگیم؟ وقتش نشده یه کم به خودمون بیایم؟ چقدر بی‌خبری؟ بس نیست؟ خسته نشدی؟

یونس و ماهی