بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

دشت تماشا
ساعت ٦:٥٠ ‎ق.ظ روز ٤ آذر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: شعر خودم ، عاشقانه
نه به آن یخ زدگی ها، نه به این واشدگی ها
مُتناهی است جهانم، من و دریاشدگی ها

باز در فکر هبوطم ز بهشتی به زمینی

من و آدم نشدن ها ! تو و حواشدگی ها

می روم تا ده بالا، طرف دشت تماشا

که در این شهر ندارم دل شیداشدگی ها...