بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

ادمونتون، شهر آفتاب- سفرنامه (۱)
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ٤ آبان ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: سفرنامه ، آمریکا و کانادا

بامداد روز جمعه ۲۵ ماه اوت، ساعت ۷ به قصد سفر به شهر ادمونتون۱ از فرودگاه پیرسون تورنتو راه افتادم. سفر من به غرب کانادا شامل دیدار از دو ایالت و ۳ شهر مهم بود و یک هفته به طول انجامید. شب قبل از پرواز در تورنتو با یکی از دوستان عزیز یک جوجه کباب شمالی خوردیم و حالی کردیم. طول پرواز۴ ساعت بود که با احتساب ۲ ساعت اختلاف زمانی و مقداری تاخیر به علت شرایط جوی نامناسب و وجود چاله های هوایی ساعت ۹ و نیم به فرودگاه ادمونتون رسیدم. یکی از دوستان فرابزرگوارم -که هر کجا هست خدایا به سلامت دارش- علیرغم مخالفت من به استقبالم آمد. فرودگاه ادمونتون ۳۷ کیلومتر از شهر فاصله دارد.

ادمونتون مرکز ایالت آلبرتا اندکی بیش از ۱ ملیون نفر جمعیت دارد و ششمین شهر پرجمعیت کاناداست. شهر بسیار پت و پهن است و با مساحت ۶۸۴ کیلومتر مربع -که از مساحت تورنتو و شیکاگو هم بیشتر است- پر از فضاهای خالی و غیرمسکونی است.

در ابتدای سفر به تماشای موزه ی نفت۲ رفتیم. اقتصاد آلبرتا وابسته به نفت است و اگرچه کشاورزی، دامداری و چوب سه رکن سنتی اقتصاد آلبرتا را تشکیل می دهند اما افزایش قیمت نفت آلبرتا را به ثروتمندترین ایالت کانادا تبدیل کرده است و به همین دلیل مالیات ایالتی -که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را شامل می شود- در آنجا صفر است در حالیکه در انتاریو -پرجمعیت ترین ایالت کانادا و جایی که ما در آن زندگی می‌کنیم- ۸ درصد است. به همین دلیل بازدید از این موزه برایم اهمیت فوق العاده ای داشت.

موزه در شهر کوچکی به اسم لدوک۳ ساخته شده در کنار اولین چاه نفت کانادا که در ۱۳ فوریه ۱۹۴۷ به ثمر نشست. در ابتدا فیلم مستندی را نشان دادند که قدیمی بود و مراحل حفر اولین چاه و کشف نفت و انتقال آن را به تصویر می کشید٬  بسیار دیدنی بود٬ دختر جوان و آراسته ای که راهنمای ما بود گفت می توانید هر سوالی دارید از من بپرسید. دوست فرابزرگوار ما هم که دکترای مکانیک دارد سوالی درباره ی گشتاور لازم برای چرخش مته حفاری با توجه به عمق ۵۰۰۰ فوتی چاه و صلب بودن مته پرسید که دهان آن بنده خدا -راهنما- باز ماند و برای لحظاتی هنگ کرد...

آلبرتا، دو نوع ذخیره ی نفتی دارد یکی همان نفت مایع که ایران هم دارد و دیگری نفت - شن oil-sand که نوع دوم در خاور میانه نیست. به زبان ساده نوعی شن سیاه رنگ است که موادی شیمیایی به آن اضافه می کنند و از آن نفت می گیرند. قیمت این مواد شیمیایی برای هر بشکه نفت ۲۲ دلار است و با احتساب هزینه‌ی بالای نیروی انسانی و حمل و نقل در این گوشه‌ی عالم، تنها زمانی استخراج آن به صرفه است که بهای نفت در بازار بالای ۴۰ دلار باشد مثل همین حالا. راهنمای ما می‌گفت مجموع ذخایر نفت کانادا از عربستان سعودی بیشتر است اما هزینه‌ی استحصال هم بالاتر است به همین دلیل زیرساخت های لازم توسعه نیافته‌اند و هنوز کانادا به عنوان یک صادر کننده‌ی نفت قد علم نکرده. بیشتر مصرف داخلی خودشان را تامین می کنند و دست گدایی پیش کسی دراز نمی کنند و البته مقداری هم به همسایه‌ی جنوبی حال می‌دهند. با توجه به ذخایر انبوه گاز طبیعی، جمعیت اندک کانادا و بازار پر مصرف نفت می توان از همین حالا آینده‌ی خوبی را برای این کشور و ایالت آلبرتا ترسیم کرد.

چاه لدوک را برای راحتی بازدید کنندگان از کار انداخته بودند و چندین متر بالاتر چاه دیگری حفر کرده بودند که فعال بود. در حین بازدید از چاه مبهوت آسمان آبی ادموتنون شدم. در انتاریو بسیار کم اتفاق می افتد که آسمان اینقدر صاف باشد اما ادمونتون آفتابی ترین شهر کاناداست . عکس زیر همان چاه فعال را در همان روز نشان می‌دهد که در زیر آسمان آبی گردن کشیده است.

اولین چاه نفت کانادا Leduc Edmonton Alberta

موقع خروج از ما خواستند که دفتر یادبود موزه را امضا کنیم. موزه بسیار خلوت بود و در آن ساعات فقط ۲ بازدید کننده‌ی دیگر داشت. کارمند موزه وقتی فهمید که من اهل آلبرتا نیستم سنجاقی به من داد و به نقشه‌ی جهان که روی دیوار بود اشاره کرد و گفت آن را روی شهری بگذار که از آنجا آمده‌ای. بعضی قسمتهای نقشه خیلی شلوغ بود... رفتم سراغ انتاریو و دنبال واترآباد خودمان گشتم. یک دفعه دیدم نقشه‌ی ایران خالی است... شیراز را پیدا کردم و سنجاق را در وسط آن فرو کردم... و نام من در تاریخ به عنوان اولین ایرانی۴ بازدید کننده از موزه‌ی نفت آلبرتا یا اولین شیرازی که حال داشت یک سنجاق را در نقشه فرو کند ثبت گردید!!

از آنجا که کوزه گر همیشه در همه جای دنیا از کوزه‌ی شکسته آب می‌خورد٬ مسیر ورودی به موزه و پارکینگ آن خاکی بود و آسفالت نشده بود!

ادامه دارد...

پی نوشت ها:

۱- Edmonton

۲-Canadian Petroleum Interpretive Centre 

۳- Leduc

۴- ما در حد وسع خودمان همان کاری را کردیم که خانم انوشه‌ی انصاری کرد حالا گیرم ایشان یک چندمتر بالاتر پرید ولی متاسفانه امپریالیسم خبری داخلی و خارجی و نیروهای پوزیسون و اپوزیسون و حتی وزارت کیهان و دولت مهرورز هیچکدام از ما قدر دانی نکردند و برایمان پپسی هم باز نکردند. دریغا !