بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

بنیامین در لس آنجلس
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ٢۸ شهریور ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: سفرنامه ، زندگی در غرب ، ایران

یک چیزی رو یادم رفت تعریف کنم. لس آنجلس بودیم٬ می‌خواستیم بریم هالیوود رو ببینیم. علی تو ماشینش یه سی دی داشت که گفت این رو برای شما می‌خوام بزارم (می دونست که ما بچه مثبت هستیم). سی دی رو که گذاشت دیدم یه بنده خدایی که لکنت زبون داره سعی می‌کنه داد و هوار بکنه و هی می‌گه : اگه یه روزی ت ت ت ت تو رو ن ن ن ن نبینمت می‌میرم .. دنیا دیگه مث تو نداره ... نداره نه می‌تونه بیاره... گفتم حتما یکی از همین بچه قرتی های لس آنجلسی است که رفته توی حموم و ... علی گفت نه بابا این سی دی توی ایران پر شده و مجوز داره. خواننده‌ی اون هم موجودی به نام بنیامین هست. ظاهرا این بنیامین توی لس آنجلس هم خیلی طرفدار داشت. چند بار که گوش دادم از یکی از آهنگهاش خوشم اومد.

خوشحالم که دولت مهرورز و وزارت کیهان تونستن قدم مهمی در راه افزایش تولیدات غیر نفتی و تهاجم فرهنگی بردارن !