بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

بر ساحل اقیانوس ۱۰ - سفرنامه
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۱ شهریور ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: سفرنامه ، آمریکا و کانادا ، ادامه تحصیل

روز جمعه ۱۶ ماه ژوئن۲۰۰۶  سن فرانسیسکو را به مقصد لس آنجلس ترک کردیم. مسیر اصلی از شهر سن خوزه (سن هوزه) می گذرد که شهری تکنولوژیک است و در دره‌ی سیلیکان واقع شده. شرکتهای معروف اینتل و گوگل در این شهر قرار دارند. دوستم پیشنهاد داد که به دیدن اینتل برویم اما به نظر نمی‌رسید که در آن فرصت کوتاه بتوانیم استفاده‌ای بکنیم. چون در همان حوالی دانشگاه معروف استانفورد قرار دارد تصمیم گرفتیم به آنجا برویم.

دانشگاه استانفورد
دانشگاه استانفورد در شهرکی به همین نام در ۶۰ کیلومتری جنوب سن فرانسیسکو و نزدیکی شهر سن خوزه (سن هوزه) واقع شده. دانشگاه خصوصی است و پردیس آن (campus) بسیار بزرگ است طوری که با ۳۲ کیلومتر مربع دومین پردیس دانشگاهی جهان به حساب می آید. در پردیس دانشگاه یک دریاچه‌ی بزرگ و زمین گلف هم وجود دارد.

دانشگاه استانفورد در سال۱۸۸۵ تاسیس شد. فرماندار کالیفرنیا لیلاند استانفورد پسرش را در سن 16 سالگی از دست داد و به یاد او این دانشگاه را تاسیس کرد و گفت: همه ی فرزندان کالیفرنیا فرزندان من هستند. این دانشگاه در سالهای اخیر همواره یکی از دانشگاههای برتر جهان بوده و تنها 12 درصد از داوطلبان امکان ورود به این دانشگاه را پیدا می کنند.

روزی که ما وارد دانشگاه شدیم روز جشن فارغ التحصیلی بود و فضای دانشگاه پر بود از آدمهایی با لباس سیاه بلند و کلاه چارگوش. هر دانشکده یا گروه برای خودش مراسم جداگانه‌ای گرفته بود. درست در اولین حایی که توقف کردیم یک نفر مشغول سخنرانی بود و کلمه‌ی ایران را بر زبان آورد دقیقتر که شدیم دیدیم درباره ی برنامه‌ی اتمی ایران صحبت می‌کند و می گوید تنها در صورتی که بهای هر بشکه نفت بالای 70 دلار باشد جایگزینی سوخت فسیلی با سوخت هسته ای برای ایران مقرون به صرفه خواهد بود. بعدا معلوم شد که عنوان برنامه‌ی اتمی ایران موضوع تحقیق یکی از دانشجویان بوده که به عنوان تحقیق برتر انتخاب شده و همانجا هم جایزه گرفت. الحمدلله از برکت برنامه ی اتمی ایران هر کس به یک نان و نوایی رسیده البرداعی که جایزه ی نوبل گرفت این بنده خدا هم که محقق برتر شد چین و روسیه هم که ... استغفرالله!

Hoover Tower- Stanford University

بلندترین بنای دانشگاه برجی بود که به یاد هربرت هوور سی و یکمین رییس جمهور آمریکا برج هوور نامگذاری شده و ساخت آن در سال 1941 به پایان رسیده. این آقای هوور داستان جالبی دارد. او جز اولین فارغ التحصیلان دانشگاه استانفورد بوده و زمین شناسی خوانده. ارتفاع برج 285 فوت یا 86 متر است و از بالای آن نمای وسیعی از دانشگاه دیده می شود. هزینه‌ی بازدید از برج 2 دلار است و یک دانشجو به عنوان راهنما شما را همراهی می کند. تعداد زیادی ناقوس و زنگ (48 تا) بالای برج گذاشته اند که وزن یکی از آنها 2.5 تن است.

Stanford University- Engineering
آن روز هوای دانشگاه بسیار گرم بود و ما فقط از چند ساختمان بازدید کردیم. یکی از آنها ساختمان مهندسی بود که روی آن نوشته بود تاسیس 1902. برای من باورکردنی نبود که آنها 104 سال قبل دانشکده‌ی مهندسی داشته اند.
شهر استانفورد هم شهر مدرن و تروتمیزی است. یک مرکز خرید بسیار زیبا در وسط آن هست که پر از گلهای زیباست و مغازه های شیکی دارد. جایتان خالی پیتزای بسیار خوشمزه ای در آنجا خوردیم و از شهر خارج شدیم.

حالا دیگر زمان زیادی تا زیباترین قسمت این سفر باقی نمانده بود...

ادامه دارد...