بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

بر ساحل اقیانوس ۳ - سفرنامه
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۸ تیر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: سفرنامه ، آمریکا و کانادا ، طبیعت

...من کوه را انتخاب کردم. در این قسمت کانادا که ما هستیم کوه پیدا نمی‌شود. آخرین باری که یک کوه درست و حسابی دیدم ده ماه قبل بود که به ایران آمده بودم. با خانواده به کلاردشت رفتیم و توقف کوتاهی در سیاه بیشه داشتیم. کوه به آدم شور می‌دهد؛ دریا٬ سکوت. در کوه باید آواز بخوانی٬ داد بزنی٬ حنجره‌ات را پاره کنی. در دریا باید سکوت کنی٬ بی‌کرانگی آبی را نگاه کنی و گوش بدهی به صدای پای امواج.

دو کوه بزرگ در نزدیکی سیاتل هست. یکی کوه سنت هلن که آتشفشانی فعال است و ۲۵۵۰ متر ارتفاع دارد و دیگری کوه ری‌نی‌یر که با ۴۳۹۲ متر ارتفاع سربلندترین کوه در آن حوالی است و وقتی هوا خوب باشد قله‌ی سپیدپوش آن از شهر دیده می‌شود. از ترس اینکه بال و پرمان به نور تجلی نسوزد کوه ری‌نی‌یر را انتخاب کردیم.

 آتشفشان سنت هلن Saint Helen

 کوه ری‌نی یر Mont Rainier

از سیاتل که خارج شدیم در سمت راست آزادراه دم و دستگاه هواپیماسازی بویینگ را دیدم. نیم ساعت بعد هم دوباره کارخانه‌ی بویینگ را دیدم اما این بار در سمت چپ جاده. معلوم شد رفیق ما یک جایی اشتباهی پیچیده و ما دوباره وارد سیاتل شده‌ایم. با اینکه فاصله‌ی کوه تا شهر ۹۰ کیلومتر است٬ بعد از دو ساعت رانندگی به جای کوه٬ سر از شهری درآوردیم به نام المپیا. فکر می‌کنم کریستف کلمب همین طوری قاره‌ی آمریکا را کشف کرد. یک کاره بدون نقشه راه افتاد٬ گفت توکل بر خدا بالاخره به یک جایی می‌رسیم!  شهر المپیا مرکز ایالت واشینگتون است و به همین دلیل بناهای یادبود و ساختمانهای اداری زیادی دارد که به سبک ساختمانهای پایتحت ساخته شده‌اند.  رفقا٬ پدر مجسمه‌ها را درآوردند از بس که از آنها بالا رفتند و عکس یادگاری گرفتند.

بالاخره چندتا از خواهران آمریکایی یک نقشه‌ی مجانی به ما دادند و بعد از سه ساعت٬ توانستیم کوه به آن گندگی را پیدا کنیم. البته این سرگردانی و دور خود گشتن ها فرصت خوبی ایجاد کرد برای مشاعره و آواز خوانی و شر و شور و خلاصه کیف کردن.

کوه٬ نگینی بود در حلقه‌ی درختان تنومند سدار. درختانی بلند و سروقامت و انبوه... جنگل پر از آهو بود آنقدر که به راحتی می‌توانستی با آنها عکس بگیری. بالا و بالاتر رفتیم تا در آستانه‌ی غروب به برف رسیدیم جایی که رنگ سبز و سفید و سرخ در دامنه‌ی آن کوه ۴۴۰۰ متری به هم می‌آمیخت.  دیگر عقده‌ی ده ماهه فروکش کرده بود. به سیاتل برگشتیم تا برای تماشای بازی ایران و مکزیک آماده شویم ...

ادامه دارد.