بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

شیخ مشهور
ساعت ۳:۳٦ ‎ق.ظ روز ٤ اردیبهشت ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: سعدی

هیچ شاعری در زمان خودش به اندازه‌ی سعدی مشهور نشد. از خراسان تا تبریز، شاعران مشهوری مثل نزاری قهستانی٬ سیف فرغانی و همام (Homam)  تبریزی شعرهایشان را برای تصحیح و اظهار نظر به شیراز می‌فرستادند. سیف می‌گوید:
مرا آهن در آتش بود و از شوقت ندانستم
که مس از ابلهی باشد به کان زر فرستادن۱

یکی از مستندترین روایات درباره‌ی رواج و نفوذ کلام سعدی حکایتی است که ابن بطوطه (Ibn - Batuta) از سفر خود به چین نقل می‌کند. ابن بطوطه به شهر خنسا۲  می‌رود که از بزرگترین شهرهای آن روزگار بوده و سه روز مهمان حاکم می‌شود. حاکم مهمانان را با پسر خود به کشتی سواری می‌فرستد. مطربان و خنیاگرانی که روی کشتی بودند آوازهایی به چینی٬ عربی و فارسی می‌خواندند. خنیاگران مشغول خواندن آوازی ایرانی شدند و امیرزاده‌ی چینی که دلداده‌ی آوازهای ایرانی بود از آنها خواست که این آهنگ را بارها و بارها تکرار کنند. ابن بطوطه عرب زبان بود و فارسی نیکو نمی‌دانست٬ اما بر اثر تکرار٬ آن شعر را حفظ شد و با رسم الخط خودش در سفرنامه نوشت:

تا دل به مهرت داده ام
در بحر غم افتاده ام
چون در نماز استاده ام
گویی به محراب اندری

و امروز ما می‌دانیم که این شعر زیبا از سعدی است۳.

ابن بطوطه


اگرچه ابن بطوطه به علت عدم آشنایی با زبان فارسی ندانست که آن شعر از کیست٬ اما حتی او هم سعدی را به خوبی می‌شناخت چرا که بیست سال قبل از سفر به خنسا به شیراز رفته بود و آرامگاه سعدی را دیده بود.
او که سی و پنج سال پس از وفات شیخ به شیراز آمده بود٬ سعدی را سرآمد شاعران پارسی گوی می‌خواند و از باغ باصفایی که در کنار قبر او بوده با تحسین یاد می‌کند: «باغی نمکین که او [سعدی] در زمان حیات خودش بنا کرده و محل آن نزدیک سرچشمه‌ی معروف رکناباد است. شیخ در آنجا حوضچه هایی از مرمر درست کرده است.» مردم شهر که به زیارت قبر سعدی می‌آمدند در سفره خانه‌ی شیخ غذا می‌خوردند و لباسهای خود را در حوضچه های مرمرین می‌شستند. ابن بطوطه می‌نویسد: من خود نیز چنین کردم رحمت خدا بر او باد!۴

---------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

۱- یعنی من از شدت بی‌تابی و شوق شعرهایم را به سوی تو فرستادم اما شعرهای من در مقایسه با شعرهای سعدی مثل مس در برابر طلاست. در ادامه‌ی این شعر هم بیت زیبای دیگری دارد «حدیث شعر من گفتن به پیش طبع چون آبت / به آتشگاه زرتشت است خاکستر فرستادن» سیف فرغانی شاعری آزاده و هنرمند بوده. اگر اشتباه نکنم دکتر ذبیح اله صفا دیوان او را تصحیح کرده است. فرغانه زادبوم سیف در ازبکستان امروزی است٬ البته او بعدها به آق سرا در آسیای صغیر (ترکیه) کوچ می‌کند.

۲- نام شهر خنسا که امروزه هانگ زو نامیده می‌شود در سفرنامه‌ی مارکوپولو به صورت Quinsai آمده است.

۳- بیت زیبای دیگری از همین شعر که اتفاقا در آن نام چین هم آمده:

صورتگر دیبای چین گو صورت یارم ببین
یا صورتی برکش چنین یا توبه کن صورتگری

۴- به نقل از کتاب ابن بطوطه نوشته‌ی دکتر محمد علی موحد٬ چاپ دوم٬ سال ۱۳۷۸ انتشارات طرح نو.