بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

سرزمین مادری
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢ اسفند ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: زندگی در غرب ، ایران

امروز یکی از زیباترین صحنه‌ها در طول این ۱۸ ماهی که به سرزمین برف آمده‌ام برایم اتفاق افتاد.
اینجا دانشجوهای ایرانی زیادی در دوره‌ی کارشناسی و تحصیلات تکمیلی مشغول تحصیل هستند که تعداد آنها هر ترم بیشتر می‌شود. به همین دلیل برخی از دوستان باذوق واترلو را واترآباد نامیده‌اند. یک بار بعد از یکی از کلاسها دانشجویی سوالی درباره‌ی مدار معادل تونن و نورتن از من پرسید. پاسخ به او نیازمند تشریح دو قضیه‌ی اساسی در نظریه‌ی مدارها بود که در ایران دانشجوهای مهندسی برق در ترم چهارم آخر درس مدار 2 می‌خوانند و بیشترشان هم یاد نمی‌گیرند! حالا من باید این قضایا را به زبان انگلیسی برای یک دانشجوی سال اول مکانیک شرح می‌دادم. به هر سختی بود قایق بی بادبانم را به ساحل رساندم و وقتی نگاه کنجکاو آن دانشجو را دیدم که می‌خواست بیشتر بداند گفتم: راستش را بخواهی توصیف بیشتر از این خیلی سخت است.
گفت : OK say it in Persian گفتم دمت گرم خوب زودتر می گفتی که ایرانی هستی. من که پدرم در آمد!

یک تفاوت عمده بین دانشجوهای ایرانی که در دوره‌ی کارشناسی تحصیل می‌کنند با سایر دانشجویان وجود دارد: بیشتر این دوستان عزیز کانادایی-ایرانی هستند و بسته به اینکه چند سال آب این سرزمین را خورده‌ باشند وزن هر بخش از هویتشان فرق می‌کند. من هنوز دانشجوی ایرانی نسل دوم در اینجا ندیده‌ام البته کسانی هستند که فارسی را می‌فهمند اما نمی‌توانند به فارسی تکلم کنند. دردآور است نه؟

امروز یک آزمایشگاه با بچه‌های نانوتکنولوژی داشتم. در میان دانشجوها پسر قدبلندی بود که پیراهن ورزشی با شماره‌ی 8 پوشیده بود. یک بار که از نزدیکی میزش رد شدم دیدم پشت پیراهنش نوشته A. Karimi شماره‌ی 8 علی کریمی.
می‌دانستم که یک دانشجوی ایرانی-کانادایی در این کلاس هست اما مطمئن نبودم که این همان فرد است. با خودم گفتم شاید طرفدار بایرن مونیخ باشد. منتظر فرصتی ماندم تا سوالی بپرسد... پرسید ... از چهره‌اش معلوم بود که ایرانی است به انگلیسی باهم حرف زدیم. گفتم: معلومه خیلی به فوتبال علاقه داری! گفت بله ما به جام جهانی صعود کردیم و من احساس غرور می کنم.
دیدم روی سینه‌اش هم پرچم سه رنگ ایران نقش بسته ... خیلی خوشحال شدم از اینکه می‌دیدم در میان این همه لباسهای رنگارنگ و پر از علامت و تبلیغات یک نفر هم هست که با غرور با پرچم کشور من راه می رود.

پرچم میهن من ایران