بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

سیمای مسیح
ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ٤ دی ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: حافظ ، عرفان

طبیب راه نشین درد عشق نشناسد
برو به دست کن ای مرده دل مسیح دمی


خواجه در این بیت می‌گوید علاج دل‌مردگی را نمی‌توان از طبیبان معمولی فراگرفت٬ بلکه باید سراغ کسی رفت که نفسی همچون مسیح داشته باشد.

مسیح (عیسی) در کنار یوسف از پر بسامدترین اسطوره‌های مذهبی در ادبیات فارسی محسوب می‌شود. مثلا مولانا -نزدیک به ۳۰۰ بار- و حافظ -بیش از ۱۷ بار- از این اسطوره یاد کرده‌اند. ویژگی نمادین مسیح در درجه‌ی اول توانایی او بر زنده کردن مردگان و در درجه‌ی دوم تجرید اوست.

مثال برای ویژگی نمادین اول:

با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل
کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست

مثال برای ویژگی نمادین دوم:
گر روی پاک و مجرد  چو مسیحا به فلک
از فروغ تو به خورشید رسد صد پرتو

البته حافظ مفهوم احیاگری را بسط می‌دهد و لفظ مسیح را در مفهوم مطلق طبیب روح هم به کار می‌برد. طبیبی که با قدم و نفس متبرکش دردها و اندوه را از جان بشر دور می‌کند. دل  و روح انسان هم بیمار می‌شود٬ با هر دروغ٬ با هر کینه٬ با هر سوءظن دردی بر دردهای روح افزوده می‌شود. البته روح آن قدر ظریف است که با هر ملال و دلتنگی و بی‌مهری افسرده می‌شود و نیازمند عیسی-دمی است که شادابی و طراوت را به او باز گرداند :

بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عیسی-دمی خدا بفرستاد و برگرفت

با این تعبیر، مسیح با دل که کانون عشق و متافیزیک است ارتباط نزدیکی دارد. من هم در شعری گفته‌ام:

دل شوریده سپندی است که بر آتش توست
ای مسیحای دل سوخته، درمانت کو ؟

 

حالا صبح زیبای کریسمس است. بر خلاف سال قبل که برف سنگینی بارید امسال ترنم باران دارد چمن‌ها را از زیر بار برفها آزاد می‌کند.

 میلاد مسیح -طبیب جان‌ها و روح‌ها- مبارک باد