بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

در دریای نمک
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳ آبان ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: سیاست ، نهج البلاغه

خدایا! در این روز عید٬ دلم شاد نیست که تیغ را به زنگیان مست داده‌ای و قدرت را به تشنگانی که هر روز یا سنگی می‌زنند یا سنگی در چاه می‌اندازند. خدایا! بازار دروغ و ریا دوباره رونق گرفته... به نام تو سکه زده‌اند و مردم ساده‌دل را سرکیسه می‌کنند. دلهای دانایان خون است و زبانشان بسته ... چنانکه مولایم فرمود :

فَهُمْ فی بَحْرٍ أُجَاجٍ أَفْوَاهُهُمْ ضَامِزَةٌ وَقُلُوبُهُمْ قَرِحَةٌ قَدْ وَعَظُوا حَتَّى مَلُّوا وَقُهِرُوا حَتَّى ذَلُّوا، وَقُتِلُوا حَتَّى قَلُّوا (نهج البلاغه- خطبه‌ی ۳۲ )

در دریاى نمک غرقه‏اند.آوازى‏برنمى‏آورند و دلهایشان ریش است،از اندرزهاى پیاپى ملول شده‏اند و از قهرجاهلان به ستوه آمده‏اند...

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی

پیش تر زانکه چو گردی ز میان برخیزم