بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

مردی در تبعید ابدی (۱)
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱٤ مهر ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: ملا صدرا ، نادر ابراهیمی

ای محمد یگانه‌ی من مومنانه و سرسختانه به سوی آنچه که طالب آنی و از اعماق قلبت معتقدی که حق است برو و بدان که به آن خواهی رسید. با صدای رسا –بی ترس از عواقب خوف انگیزش آنچه را که باور داری حق است بگو و هرگز راه خویش را که آن را درست می دانی به خاطر حفظ جایگاه و احتساب مصالح کج مکن

ای محمد! آنقدر تند و بدخوی مباش که مردمان گمان برند به جای پرچم داری حق و حقیقت، زخم می زنی و زهر می‌پاشی و زور می‌گویی. بدان که می شود انسان به راه خود برود و در این راه سنگ به سوی آنان که به راه او نمی‌روند نپراند و قلبهایشان را به درد نیاورد

می شود حرفی خلاف آنچه دیگران به غلط می گویند گفت اما آنگونه به ملاطفت و صبوری و افتادگی که دیگران بپذیرند که حرف حرف خود ایشان است – به تعبیری- نه آنکه برانگیخته شوند و به مقابله برخیزند..
 ای محمد! آن دانشی که خداوند به تو می بخشد تا در اختیار همگان بگذاری مطلقا متعلق به تو نیست، از آن همگان است و ملک عام و امانت خاص.

توصیه های مادر ملاصدرا به او در هنگام کوچ از شیراز
برگرفته از کتاب مردی در تبعید ابدی٬ نوشته‌ی نادر ابراهیمی