بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

به جلالت برود
ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

کاروانی که بود بدرقه‌اش لطف خدا
به تجمل بنشیند به جلالت برود
حکم مستوری و مستی همه بر خاتم تست
کس ندانست که آخر به چه حالت برود

او اخلاق را به سياست هديه داد٬ اين هم آخرين سخن سيد در کسوت رياست جمهوری ايران بزرگ:

هر كه ما را ياد كرد ايزد مر او را يار باد

هر كه ما را خوار كرد از عمر برخوردار باد

هر كه اندر راه ما خاري فكند از دشمني

هر گلي كز باغ وصلش بشكفد بي‌خار باد