بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

توضيح
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ٧ امرداد ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

خوشا سپيده دمی باشد آنکه بينم باز

رسیده بر سر الله اکبر شیراز  (سعدی)


اگرچه دوستان همه اهل فضل‌اند اما شايد توضيحی درباره‌ی بيت فوق که در پايان مطلب قبل نوشتم جهت يادآوری بد نباشد. اين بيت مطلع يکی از غزلهای سعدی است که در وصف شيراز سروده. الله اکبر شيراز همان دروازه قرآن فعلی است. هنوز هم بعضی از قديمی‌ها به دروازه قرآن می‌گويند: تنگ (تنگه) الله اکبر.

شهر شيراز از لحاظ جغرافيايی در ميان دو کوه  گسترده شده است و راه ورود به آن فقط از طريق اين تنگه است که در طول ساليان محافظ ملک سليمان (شيراز) بوده است. مسافری که از سمت شمال به شيراز نزديک می‌شود به علت وجود کوهها تا به تنگ الله اکبر نرسد نمای شهر را نمی‌بيند. اما به محض ورود به تنگه٬ به علت ارتفاع نسبی٬ چشم‌انداز دلنوازی از شهر را می‌بيند که در ميان آن آرامگاه حافظ٬ بارگاه شاهچراغ و ساير امامزادگان و باغهای همیشه سبز توجه را جلب می‌کند.

سعدی در بيت ديگری که قيامت کرده در ايهامی بی نظير باز به تنگ الله اکبر اشاره می‌کند:

باز آ که در فراق تو چشم اميدوار      چون گوش روزه دار بر الله اکبر است

يعنی همان طور که گوش انسان روزه دار منتظر و مشتاق الله اکبر اذان افطار است چشم من هم خيره بر تنگ الله اکبر شيراز است تا تو ای محبوب به سفر رفته از آن بازآيی.