بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

غزلی از عطار نیشابوری
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳ خرداد ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: عطار نیشابوری ، شعر کلاسیک ، عرفان
زندگینامه عطار نیشابوری : نام او را «محمد» و لقبش را «فرید الدین» نوشته‌اند. در اشعارش بیشتر به «عطار» تخلص نموده و گاهی هم «فرید» را برای خود برگزیده است. عمر عطار بین هفتاد تا هشتاد سال بوده و ظاهرا در سال ۶۱۸ به دست مغولان به شهادت رسیده است. شیخ عطار داروخانه‌ای داشته که در آن به کار طبابت می‌‌پرداخته است.
به روایت جامی، سبب گرایش عطار به تصوف آن بود که: «روزی در دکان عطاری مشغول معامله بود. درویشی آنجا رسید و چند بار شی ءٌ لله گفت (یعنی چیزی برای خدا بده). وی به درویش نپرداخت، درویش گفت: ای خواجه تو چگونه خواهی مرد؟ عطار گفت: چنانکه تو خواهی مرد. درویش گفت: تو همچون من می‌توانی مرد؟ عطار گفت: بلی. پس درویش کاسه چوبینی که داشت، زیر سر نهاد و گفت: الله و در دم جان بداد. عطار را حال متغیر شد و دکان بر هم زد و به این طریق درآمد.»
 
آثار مسلم عطار را می توان از این قرار دانست:
۱-مصیبت نامه، ۲ـ الهی نامه، ۳ـ اسرار نامه، ۴-مختار نامه، ۵ـ منطق الطیر، ۶-خسرو نامه، ۷-جواهر نامه، ۸-ـ شرح القلب، ۹-دیوان قصاید و غزلیات و اگر کتاب منثور تذکره الاولیا را هم بر این مجموعه بیفزاییم تعداد آثار مسلم او به ده کتاب بالغ می‌گردد که بی گمان شاهکار او کتاب منطق الطیر است. سبک اشعار او عراقی و دارای مفاهیم بلند عرفانی است. بازتاب اشعار او را در سروده‌های مولوی و حافظ بخوبی می‌توان دید. در این میان مولوی ارادت ویژه‌ای به عطار دارد و چندبار از او نام می‌برد و مراتب والای او را می ستاید:
 
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم
 
غزل زیبایی از او را می‌خوانیم:
 
آتش عشق تو در جان خوش تر است
جان ز عشقت آتش‌افشان خوش تر است
هر که خورد از جام عشقت قطره‌ای 
تا قیامت مست و حیران خوش تر است
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
درد بر من ریز و درمانم مکن
زانکه درد تو ز درمان خوش تر است
می‌نسازی تا نمی‌سوزی مرا 
سوختن در عشق تو زان خوش تر است
چون وصالت هیچکس را روی نیست
روی در دیوار هجران خوش تر است
خشکسال وصل تو بینم مدام
لاجرم در دیده طوفان خوش تر است
همچو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گریان خوش تر است
 

 

 

تصویر آرامگاه عطار در نیشابور