بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

ستاره ها که بخندند
ساعت ۳:٥۱ ‎ق.ظ روز ٢٠ خرداد ۱۳۸٢  کلمات کلیدی: شعر خودم


هفته قبل کلاسهایم در دانشگاه اهواز به پایان رسید. آدرس وبلاگ را به بچه های کلاس مدار منطقی دادم. چند نفر از آنها پیام داده‌اند که از آنها متشکرم. همینطور دوست دارم چیزهای بیشتری از بچه‌های جهرم بدانم.

اما شعر امروز ... گاهی انسان مدتها به کاری مشغول می‌شود و نتیجه‌ای را که می‌خواهد بدست نمی آورد. بعد ناگهان در آستانة نا امیدی...

ستاره ها که بخندند
شب تماشایی است
اگرچه نیمی از این شب
برای دیدن لبخند یک ستاره
یخ زده باشی

و گریه سهم زمینی ها
و خنده سهم شما مردمان بالایی است