بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

اتاوا - پایتخت رودخانه ها (۱)
ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: سفرنامه

چند روزی که پیدایم نبود با دو نفر از دوستان در گوشه هایی از این سرزمین گردش کردیم. ما به شهرهای اتاوا - پایتخت سیاسی کانادا - مونته ریل - یا مونترال - پایتخت فرهنگی کانادا - و کینگستون رفتیم و از اشاوا و تورانتو هم رد شدیم. قصد دارم به تدریج سفرنامه‌ی این گشت و گذار به یادماندنی را بنویسم.فاصله ی اتاوا تا واترلو ۳۴۱ مایل یا ۵۴۶ کیلومتر است البته در اینجا مرسوم است که فاصله را بر حسب تعداد ساعات رانندگی بیان کنند که به این ترتیب فاصله‌ی این دو شهر ۵:۴۵ ساعت می‌شود. اگرچه ظواهر فریبنده‌ی دنیا در چشم حقیر چندان جلوه‌ای ندارد اما ماشینی که گرفته بودیم یک  Corolla 2005 بود که فقط 700 کیلومتر کار کرده بود و انصافا خیلی عروس بود. نقشه‌ی زیر مسیر حرکت ما را نشان می‌دهد.

 

  از آنجا که همراهان ما (علی و امین) همه از اصحاب سر و اولیاء خاص بودند در طول مسیر٬ آثاری از نابغه‌ی موسیقی ایران و موتسارت ثانی جوات یساری را خواندیم. بویژه جهت افزایش معنویت ماشین ترانه زیارت ایشان را اجرا نمودیم. دلیل بنده برای ارتکاب این ترک اولی این بود که ما دیر راه افتادیم طوریکه ساعت ۹ شب وارد آزادراه ۴۰۱ شدیم برای علی هم کسر شان بود که زبر ۱۴۰ کیلومتر در ساعت برود. ازطرف دیگر جاده‌های اینجا هم نه دست انداز دارد٬ نه پیچ٬ نه تقاطع ! کسی هم از تو سبقت نمی‌گیرد بنابراین راننده زود خوابش می‌برد.


وقتی وارد اتاوا شدیم باران بارید. بالاخره ساعت 3 بامداد به هتلی که از طریق شبکه رزرو کرده بودیم و دو تا ستاره هم داشت رسیدیم. صبح چندتا کار اداری داشتیم. علی به سفارت آمریکا رفت و من به سفارت ایران. امین هم به ما کمک می‌کرد و ما را می‌رساند٬  بیچاره یک پایش در سفارت آمریکا بود و پای دیگرش در سفارت ایران به او می گفتم تو هم مثل سفارت سوییس شده ای که رابط بین ایران و آمریکاست.

اتاوا ۷۷۴۰۰۰ نفر جمیت دارد و پس از تورانتو٫ مونته ریل و کالگری چهارمین شهر کانادا محسوب می‌شود.البته اگر جمعیت حومه‌ی شهرها را هم در نظر بگیریم جای کالگری با ونکوور عوض می‌شود. در مرکز شهر اتاوا قدم به قدم پارکینگ ساخته‌اند و در حاشیه‌ی خیابانها پارکومتر وجود دارد. قیمت پارکینگ نیم دلار برای هر ۱۲ دقیقه است. با اینکه خیابانها قدیمی و باریک هستند اما ترافیک شهر بسیار روان است. خطوط اتوبوسرانی فراوانی در شهر ایجاد شده. می‌گویند اتاوا دارای بهترین سیستم رفت و آمد شهری در شمال آمریکاست.

 سفارت ایران

سفارت جمهوری اسلامی ایران در مرکز شهر یا دقیق تر بگویم شماره 245 خیابان متکالف -که یکطرفه بود - قرار دارد .  در کنار سفارت که محل استقرار سفیر و دیپلماتها و مشاور علمی وزارت علوم است٬ بخش خدمات کنسولی وجود دارد که بیشتر مراجعان باید آنجا بروند. این بخش مراقب و نگهبان نداشت تنها دو در ورودی داشت که همزمان باز نمی‌شدند. هر نفر یک شماره بر می‌داشت و منتظر می‌ماند تا تابلوی دیجیتال شماره‌ی او را نشان بدهد٬ آن وقت کارمندی مدارک را تحویل می‌گرفت و به کارمندانی که دیده نمی شدند تحویل می‌داد. خانمهایی که وارد سفارت می‌شدند یک چیزی سرشان می‌کردند یک نفر هم با کلاه آمده بود. یک خانم مسن هم که اهل اطراف اصفهان بود مدام غر می‌زد. تلویزیونی که در سالن انتظار بود  داشت بازی فوتبال پاس و پرسپولیس را نشان می‌داد نشون به اون نشونی که انصاریان یک هد زد که رودباریان از روی خط دروازه برگردوند. من مدارک را تحویل دادم و طبق معمول یک چیزی کم بود!  روی هم رفته برخوردها دوستانه و احترام آمیز بود.

سفارت آمریکا:

سفارت آمریکا یک ساختمان بسیار بزرگ بود در نزدیکی تپه مجلس که محل قانونگذاری کاناداست. سفارت٬ تجهیزات ایمنی عجیب و غریبی داشت. مثلا وقتی ماشینی می‌خواست از پارکینگ سفارت خارج شود باید ۳ مرحله را طی می‌کرد. موانعی در جلو و عقب در بودند که تنها وقتی در کاملا بسته می‌شد پایین می‌رفتند. دور تا دور سفارت هم دو ردیف مانع سیمانی وجود داشت.

بعد از انجام کارها برای صرف ناهار به رستوران ایرانی زعفران در خیابان Rideau رفتیم. بعد در میدان جنگ و یادبود سرباز گمنام و تپه مجلس گشت و گذار کردیم. مقداری در ساحل رود پهناور و زیبای اتاوا که درود خدا بر او باد گردش کردیم و بعد از مجلس و سنای کانادا بازدید کردیم...

ادامه دارد...