بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

دلدار میلیون دلاری
ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ اسفند ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: فیلم ، آمریکا و کانادا

یک شب پس از مراسم اسکار با دوستان به تماشای فیلم دلدار میلیون دلاری million dollar baby رفتیم که ساخته آقای کلینت ایست وود (تهیه کننده٬ کارگردان و هنرپیشه نقش اول مرد) بود . این فیلم نسبتا کم‌خرج با ۳ هنرپیشه در ۷ رشته نامزد شده بود که در نهایت ۴ اسکار مهم برای بهترین هنرپیشه نقش اول زن و نقش مکمل مرد٬ بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را به چنگ آورد. رقیب اصلی این فیلم Aviator بود که با وجود لئوناردو دی کاپریو و مارتین اسکورسیزی ناکام ماند.

به نظرم دلیل اصلی موفقیت دلدار میلیون دلاری در اسکار امسال متفاوت بودن آن با فیلمهای دیگر بود. این فیلم با اینکه مایه‌های عاشقانه داشت حتی یک صحنه هم نداشت و از هنرپیشه های خوش چهره و محبوب٬ جلوه‌های تصویری و انبوه سیاهی لشکر در آن خبری نبود. شاید به همین دلیل بود که سالن سینما خلوت به نظر می‌رسید. صحنه های فیلم هم عندتا در فضای بسته و در محیط فقیرنشین می‌گذشت و از تجمل رایج فیلمهای هالیوودی نشانه‌ای به چشم نمی‌خورد. این موضوع کارگردان و فیلم بردار را بسیار محدود می‌کند. مثلا اگر فیلم به جستجوی ناکجاآباد یا Finding Neverland را دیده باشید بخش زیادی از موفقیت فیلم مرهون جذابیت لوکیشن ها و هنرنمایی فیلم بردار است مثل صحنه‌ی هواکردن بادبادک که فوق‌العاده به یادماندنی بود. 

کلینت ایست وود

بازی هر سه هنرپیشه چشمگیر بود بویژه کلینت ایست وود که در سن ۷۴ سالگی هنوز هم استوار بازی می‌کند.اگرچه او برخلاف دو هنرپیشه‌ی دیگر این فیلم مجسمه‌ی اسکار را بدست نیاورد اما عصاره‌ی ۵۰ سال حضور روی پرده سفید سینما را در بازی خود نشان داد هنری که فقط از چشمهای نافذ و صورت سنگی او به مخاطب منتقل می‌شد. فیلم پایانی بسیار فجیع و غیرمنتظره داشت.

Million Dollar Baby