بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

اسب حضرت عباس درمانی
ساعت ۳:٠٤ ‎ق.ظ روز ٢ بهمن ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: طنز ، نوبل ، سیاست

به موازات پیشرفتهای ارزشمند بشر در زمینه علوم پزشکی روشهای درمانی دیگری هم توسط دانشمندان سایر رشته ها پیشنهاد شده است مثل تئاتر درمانی، خنده درمانی، حرکت درمانی و ... اما یکی از روشهای بسیار کارآمدی که هنوز دانشمندان کشف نکرده‌اند اسب حضرت عباس درمانی است. این روش را یک انسان بزرگوار در سال ۷۷ به من آموخت و از آن روز تابحال بارها به کار برده‌ام و اثرات شگفت آن را با چشم خودم دیده‌ام حتی این روش را به تعدادی از دوستان خاص خودم آموزش داده‌ام و آنها هم حسابی استفاده کرده‌اند.

گاهی اوقات هرچه فکر می‌کنی و هرچه زور می‌زنی نمی‌توانی بعضی اتفاقها را با منطق توجیه کنی. مثلا چطور شد که تیم فوتبال ایران در ملبورن استرالیا بازی ۲ بر صفر باخته را مساوی کرد؟ یا چطور شد که میان این همه آدم جایزه صلح نوبل را به خانم شیرین عبادی دادند؟ یا چطور شد که یکدفعه نصف شب۱۸ تیر یک مشت آدم پشمالو به خوابگاه دانشجویان بدبخت غریب شهرستانی حمله کردند  تا یک ریش تراش را بدزدند؟ چرا شورای ن ...؟ چرا قوه ق ...؟

یک بار احمد شاملو شعری را از مایاکوفسکی شاعر بزرگ روسی (؟) ترجمه کرده بود بدین مضمون :

آقایان!

یقه ام را بدرانم

                  یا

                    شما را؟!

 

اینکه آدم در قبال مسایل دوروبرش حساس باشد، بسیار ارزشمند است. اما وقتی کاری از دستت بر نمی‌آید یا دستت بجایی نمی‌رسد، بهتر است بجای اینکه حرص و جوش بخوری و اعصابت را خورد کنی، این قبیل مسایل را به اسب حضرت عباس حواله کنی. عمل به این موضوع بویژه در دوران دانشجویی که انسان آرمانگراست و می‌خواهد همه‌ی دنیا را اصلاح کند، بسیار موثر است...