بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

امروز من دایی شدم!
ساعت ۳:٤۳ ‎ق.ظ روز ٢٧ دی ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: حسب حال ، شعر معاصر ، حسین منزوی

امروز ۲۷ام ماه قشنگ دی من دایی شدم! آدم وقتی خوشحال است دوست دارد شادی‌اش را با همه‌ی دنیا قسمت کند. خیلی دلم می‌خواست الان در شیراز بودم تا غزل خانم کوچولو را ببینم. بالاخره هر کس تقدیری دارد ... خدارا شکر مادر و فرزند هردو سالمند.

یکی از شعرهای استاد حسین منزوی را به غزل تقدیم می‌کنم که انگار حرف دل من است:

قند عسل من٬ غزل من٬ گل نازم!

کوته شده‌ی رشته‌ی امید درازم

خرٌم شده اکنون چمن دیگری از تو

 ای ابر نباریده به صحرای نیازم

با روی تو عالم همه سجاده‌ی عشق است

آه ای دهن کوچک تو مُهر نمازم! ...