بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

دیکتاتوری عاشق ادبیات
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢۸ خرداد ۱۳٩٥  کلمات کلیدی: کتاب ، سیاست

هفته گذشنه دقیقه هایم را جمع کردم که درباره کتاب مرشد و مارگریتا و نویسنده اش میخائیل بولگاکف تحقیق کنم. حتی قسمت هایی از سریالی روسی که از کتاب اقتباس شده بود را دیدم. صحنه هایی در فیلم بود که در ترجمه آقای عباس  میلانی ندیدم.

نویسنده ۱۳ سال درگیر نوشتن این داستان بوده یک بار همه نوشته ها را سوزانده. آخرین ویرایش کتاب را تنها چند هفته قبل از مرگش نوشته در سال ۱۹۴۰. تا ۲۵ سال بعد از مرگ بولگاکف، کتاب اجازه چاپ نیافت. تازه آن وقت هم بخشی از کتاب زیر تیغ سانسور رفت و تا سال ها بعد نسخه کامل تر کتاب انتشار نیافت.

طبیعتا چون نویسنده نبوده که درباره کتابش توضیح بدهد، سوالات بی جوابی برای خواننده و منتقد باقی می ماند که برای درک آن ها باید به تاریخ و جغرافیای نویسنده مراجعه کرد. بولگاکف سال ۱۸۹۱ در عهد تزارها در کیف به دنیا آمد. به مدرسه طب رفت و مدتی در ارتش خدمت کرد اما حدود سال ۱۹۱۹ دید که طب و خدمت نظام با روحیات او سازگار نیست و آنها را برای همیشه کنار گذاشت تا به نویسندگی بپردازد. عمده زندگی هنری او مصادف با دوران استالین بود. در خلال این جستجوها فهمیدم که استالین -دیکتاتور کمونیست- بسیار به ادبیات علاقه مند بوده و چند مورد مستقیما از بولگاکف که منتقد حکومت او بوده حمایت کرده زیرا از نبوغ او باخبر بوده.مثلا، دو نکته بسیار جالب دیدم. اول اینکه استالین  یکی از معدود نمایشنامه های بولگاکف را که اجازه اجرا گرفته بوده ۱۵ بار به تماشا نشسته! دوم اینکه زمانی، بولگاکف که تمام نوشته هایش توقیف می شده و اجازه اجرا و انتشار نمی گرفته به استالین نامه می نویسد و از او اجازه می خواهد که روسیه را ترک کند. استالین شخصا به بولگاکف تلفن می زند و به او پیشنهاد کار در یکی از تئاتر های مسکو را می‌دهد. 

در واقع، بخش عمده ای از کتاب مرشد و مارگریتا، نقد روسیه کمونیستی و انجمن های ادبی حکومتی و نخبگان کشکی آن ایام است. مرشد، شباهت بسیاری به خود بولگاکف دارد و مارگریتا به همسر او که در واقع سال ها از نوشته های او نگهداری کرد.

جایی از کتاب شیطان به مرشد که از سوزاندن رمانش یاد می‌کند می‌گوید: دست نوشته ها هیچ وقت نمی سوزند.