بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

ای باد نوبهاری!
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱ خرداد ۱۳٩٥  کلمات کلیدی: رضا امیرخانی

شنبه ۱ خرداد ۹۵

۱- از ساعت ۷ صبح آمده ام اتاقم که مثلا حسابی کار کنم اما حال و هوای دیگری دارم. تقصیر این هواست! اول خرداد است اما هوا خنک و بهاری است. به یاد سالی می افتم که کنکور دکترا دادم. هوا مثل امسال مسیح نفس بود و من اصلا حوصله درس خواندن نداشتم:

امتحان دکترا ... کتاب ... درس!

بادها چه عاشقانه می وزید!

می روم پشت پنجره. دماوند پیدایش نیست، هوا ابری است. می‌خواهند اتاقم را عوض کنند. تنها دل خوشی گاه به گاه من دیدار دماوند بود از پشت این پنجره کوچک. البته اتاق جدید یک خوبی دارد که مرا به یاد شیراز می‌اندازد چون شماره‌اش ۷۱۱ است:

هر باغبان که گل به سوی برزن آورد ...

۲- هفته قبل مراسم پنجاهمین سالگرد دانشگاه بود. دانشگاه های مطرح دنیا بیش از ۱۲۰ سال عمر دارند، یعنی راهی طولانی پیش روی ماست. از استادان هر دانشکده خواسته بودند که فارغ التحصیلان برتر دانشکده را -که استاد دانشکده نیستند- معرفی کنند تا۵۰  نفر را دعوت کنند. من هم اسم ۱۰ نفر را دادم که چند نفرشان که استادان دانشگاه های بنام آمریکا هستند دعوت شده بودند. دانشکده ما خروجی بهتری نداشته ولی جای علی دایی و رضا امیرخانی در مراسم دانشگاه خالی بود. البته مطمئن نیستم رضا امیرخانی مدرکش را گرفت یا نه؟ عادل فردوسی پور هم به مراسم آمده بود اما چون تدریس می کند قاعدتا نمی توانست در لیست باشد. مراسم با شکوه و خسته کننده بود. تلخی اش اینجا بود که فارغ التحصیل برتر یعنی کسی که بالاخره استاد یک دانشگاهی شده باشد! من دوست تر می داشتم که کسی هم به ۵۰ سال آینده اشاره کند که برنامه ما چیست و می‌خواهیم به کجا برسیم؟

۳- وقتی وارد دانشکده مهندسی واترلو شدیم دکتر صدرا نویسنده معروف کتاب مایکرو الکترونیک، به تازگی رییس دانشکده شده بود (سال ۲۰۰۳). در همان ابتدای کار برنامه ای داد به اسم vision 2010 که یعنی ۷ سال بعد می خواهیم کجا باشیم. بر همین اساس دو ساختمان جدید برای دانشکده ساخته شد. میلیون ها دلار کمک مالی جمع آوری شد و استادن بسیاری از بهترین دانشگاه های دنیا استخدام شدند. الان بخش برق و کامپیوتر واترلو ۱۰۱ عضو هیات علمی دارد.

۴- آخر هفته از طرف دانشگاه همسرم، به کردان کرج رفته بودیم. آنجا امکانات تفریحی بسیار خوبی دارد، دریاچه و یک باغ وحش متنوع هم دارد با ۳ شیر و ۴ خرس. به قول خارجی ها یک ریسورت کامل است. همسرم جلسات کاری داشت. فرصت خوبی بود که با بچه ها تنها باشم. بچه ها هم که در آزادی مطلق بودند، هر چه دلشان خواست هله هوله خوردند! دنیا را اگر به دست ما مردها بدهند، جنگلی می‌شود چنانکه هست ...