بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

این گریبایدوف عجیب
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ٩ خرداد ۱۳٩٥  کلمات کلیدی:

رسیدم به فصل پنجم کتاب مرشد و مارگاریتا که عنان از دستم رفت. این فصل در خانه گریبایدوف رخ می دهد، خانه ای که نویسنده با ریشخند از قول عوام آن را متعلق به عمه گریبایدوف نمایشنامه نویس معروف می داند. حالا سوال این بود که این گریبایدوف با آن گریبایدوف (سفیر مختار روس که در تهران به قتل رسید) چه نسبتی دارد؟

اینجا بود که شروع کردم به جستجو درباره گریبایدوف. الکساندر سرگیویچ گریبایدوف متولد 15 ژانویه 1795 مسکو، مقتول به تاریخ 11 فوریه 1829 تهران، دیپلمات، نویسنده، شاعر و آهنگ ساز. نویسنده کمدی "امان از دست عقل1" که یک اثر کلاسیک طلایی و شاهکاری در زبان روسی است. گریبایدوف که به خاطر سانسور نمی تواند کتابش را چاپ کند به خدمت نظام روی می آورد و در رکاب دایی اش که فرمانده سپاه بود با ایران می جنگد درست در همان سالهایی که بی عرضه ترین مترسک جهان فتحعلی بر این مرز پر گهر حکم می راند. 

گریبایدوف همان کسی است که متن قرارداد ننگین ترکمان چای را تهیه می کند. به جایزه این خوش خدمتی تزار او را به عنوان وزیر مختار و اولین سفیر روس به ایران می فرستد. از اینجا روایات تاریخی به آشفتگی عجیبی گرفتار می شود2. گویا او برخوررد توهین آمیزی با ایرانیان داشته ، بعضی هم گفته اند به خاطر سوابق ادبی اش شیفته فرهنگ ایران بوده و زبان فارسی را هم آموخته بوده. یعقوب ارمنی خواجه حرمسرای فتحعلی، به سفارت روس پناه می برد و زن های گرجی را که در حرمسرای دربار بودند به گریبایدوف معرفی می کند. دو نفر از زنان حرمسرای آصف الدوله وزیر امور خارجه وقت به سفارت روس پناهنده می شوند یا دزدیده می شوند. امت خودجوش هم که بر سر غیرت آمده بوده حمله می کند به سفارت و همه را -از جمله جناب سفیر ادیب را- از دم تکه پاره می کند. شاه قاجار از ترس جنگ سوم، بزرگان دربار را با الماسی گرانسنگ برای عذرخواهی به بارگاه تزار می فرستد. میرزا تقی خان فراهانی هم همراه این جماعت بوده. تزار هم که مشغول جنگ با عثمانی بوده عذرخواهی شاه را می پذیرد و  بخشی خوبی از غرامت جنگی ایران را هم تخفیف می دهد!

اگر روس ها قفقاز را از ایران گرفتند دست انتقام روزگار گریبایدوف این نابغه جوان را از آنها گرفت.

پی نوشت:

1- Woe from Wit

2- سال تولد گریبایدوف هم به درستی معلوم نیست، روایات متناقضی درباره روحیه و خلقیات او، نگاه او به ایران، نقش او در قرارداد ترکمان چای و نقش او در ماجرای زنان گرجی وجود دارد. تاریخ پر از روایات های آمیخته به حب و بغض است. طبیعی است که ایرانی ها دل خوشی از او نداشته باشند و روس ها بخواهند چهره نویسنده بزرگ شان را موجه کنند...