بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

سال گشت بازگشت
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢ آذر ۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

آذر ماه، یعنی یک سال است که برگشته ام به وطن. سال پیش همچین وقتی شمارش معکوس راه انداخته بودم و از خان داداش و زینت المجالس و جناب سزهنگ و سایر اذناب می نوشتم. 

جا دارد که مفصل بنویسم از اتفاقات این یک سال اما با کمبود وقتی که من دارم، از تعطیلی فردا که از قدم جناب پوتین حاصل شده استفاده می کنم و چند سطری می نویسم. 

انسان ها هم مثل معادلات دیفرانسیل پاسخ گذرایی دارند که بیشتر تابع شرایط اولیه است. اینکه از چه فضایی وارد چه فضایی بشوی و اصطلاحا ناپیوستگی ها چگونه باشند بر طول دوران گذار تاثیر می گذارد. من هنوز در دوران گذارم و فکر می کنم چند ماه دیگر هم زمان لازم است ... قصد داشتم در دوره گذار چیز زیادی از بازگشت ننویسم چرا که قضاوت های من ممکن است ناشی از شرایط دوران گذار باشد و خام. آدم های دیگری هستند که در آن سوی کره خاکی نشسته اند و دغدغه بازگشت دارند و شاید روزی از این کوچه نیز بگذرند. 

اتفاقات زیادی افتاد در این یک سال (نوشته بودم که زندگی در ایران پر اتفاق است بر خلاف زندگی در غرب که غالبا یکنواخت می گذرد) از تولد علی تا امضای برجام، ماجراهایی که زندگی من و این سرزمین را عوض کرده و خواهد کرد. من به آینده خوش بینم و گمان می کنم روزهای بهتری بر این خاک خواهد وزید. حتی هوای تهران در این یک سال بهتر از چیزی بود که تصور می کردم و روزهای پاک و سالم آن بیشتر از متوسط سال های قبل و همه آن هشت سال کذایی. غنچه هایی در این خاک، در این مزرعه ی پاک، در حال شکفتن اند. ایران، به لطف اهورای مهربان، جزیره امنی است در این دریای پرآشوب.

من البته گاهی دلم می گیرد، دلم می گیرد از اینکه در این شهر بزرگ "کسی نیست". اما این دلتنگی و احساس تنهایی از همیشه تا هنوز با من بوده. یادتان هست (ده سال قبل بود انگار) : "عالم به تمامی قفسی است که این کبوتر را در آن انداخته اند. پیله ایست که ما را به هوای پروانه شدن در آن افکنده اند."؟  روزهای سختی هم بر من گذشت. روزهای آغازین بهمن 93 که هنوز آثارش با من است، روزهایی که انگار همه درها بسته بودند و همه قفل ها بی کلید. اما بالاخره جمل از ته سوزن رد شد.

این هفته می روم به شیراز برای سی امین شب شعر عاشورا در جوار خواجه اهل راز