بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

شرجی ترین هوا
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢٥ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: شعر خودم ، ایران

 

این روزها که خالی ام از هر ترانه ای
سرشارم از پرنده ی بی آشیانه ای

 

دیوارهای فاصله قد می کشند و من
زل می زنم به پنجره با هر بهانه ای

 

شرجی ترین هوای زمین را ورق نزد
دست گره گشای نسیم شبانه ای

 

این کشتی شکسته به گرداب مانده است
ای ناخدای خفته دریغ از کرانه ای!

 

آن روز سبز می رسد... آشفته می شود
خواب هزار سنگ ز زنگ جوانه ای

 تورنتو - شهریور هشتاد و هشت


 
سلام بر رمضان (3)
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۸ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: مرگ ، اسلام

ابوذر پرسید:

«یا رسول‌ الله! کدام یک از مومنان زیرک‌تر است؟»

فرمود:

«آن کس که از همه بیشتر به یاد مرگ باشد و خود را بهتر از همه برای استقبال از آن آماده سازد.»

منبع:سیمای پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، امیرحسین علیقلی


 
سلام بر رمضان (2)
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ٥ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: زندگی در غرب ، اسلام

اینجا، فروشگاههای بزرگ هر هفته روزهای پنج شنبه یا جمعه تبلیغاتشان را به در همه ی خانه ها می فرستند. این تبلیغات را که شامل فهرست اجناسی است که تخفیف خورده اند فلایر می نامند.

امشب فلایر یکی از فروشگاههای بزرگ مواد غذایی را از ورودی ساختمان برداشتم. دو صفحه ویژه داشت برای ماه مبارک رمضان  که موادی مثل برنج، گوشت حلال، خرما، سمبوسه و ... را زیر قیمت معمولی  تبلیغ کرده بود. دو جا هم با خط درشت رمضان را تبریک گفته بود. 

به نظرم رمضان یکی از بهترین نمادهای اسلام است. چند سال پیش، عصر یکی از روزهای ماه رمضان سمیناری در دانشکده داشتم. بعد از پایان سمینار طبق روال مرسوم پرسشها آغاز شد. بالاخره همه رفتند جز پسری چینی-کانادایی به اسم پاتریک که کوزه ای پر از سوال داشت. بیش از یک ساعت بحث کردیم. یک دفعه به ساعتش نگاه کرد و گفت فکر می کنم بهتر است من بروم چون الان دیگر شما باید روزه خود را افطار کنید. از دقت آن پسر شگفت زده شدم که با اینکه مسلمان نبود حتی وقت افطار ما را هم می دانست.