بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

تابستان
ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ٢٢ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

...

چرا بهار نیامد پس از دو چلّه ی سرد؟

چرا درخت نخندید؟

چرا شکوفه نیاورد؟


چه زود تابستان شد!


 
به استقبال میلاد مولا (ع)
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱٥ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: نهج البلاغه ، امام علی ، سیاست

نامه امام به فرماندار بصره عثمان بن حنیف (نامه 45 نهج البلاغه)

اما بعد! اى پسر حنیف!به من گزارش داده شده که مردى که از ثروتمندان ‏اهل‏«بصره‏» تو را به خوان میهمانی اش دعوت کرده، و تو به سرعت ‏به سوى ‏آن شتافته‏اى، در حالیکه طعامهاى رنگارنگ، و ظرفهاى بزرگ غذا یکى‏ بعد از دیگرى پیش تو قرار داده مى‏شد. من گمان نمى‏کردم تو دعوت جمعیتى‏ را قبول کنى که نیازمندانشان محروم، و ثروتمندانشان دعوت شوند. به آنچه ‏می خورى بنگر (آیا حلال است ‏یا حرام؟). آنگاه آنچه حلال بودنش براى تو مشتبه بود از دهان بینداز و آنچه را یقین ‏به پاکیزگى و حلیتش دارى تناول کن!

آگاه باش! هر مامومى امام و پیشوایى دارد که باید به او اقتدا کند و از نور دانشش بهره گیرد، بدان امام شما از دنیایش به همین دو جامه کهنه ‏و از غذاها به دو قرص نان اکتفا کرده است، آگاه باش! شما توانایى آنرا ندارید که چنین باشید اما مرا با ورع، تلاش، عفت، پاکى و پیمودن راه صحیح ‏یارى دهید، به خدا سوگند من از دنیاى شما طلا و نقره‏اى نیندوخته‏ام، ... این دنیا در چشم من بى ارزشتر و خوارتر از دانه تلخى است که ‏بر شاخه درخت ‏بلوطى بروید.

آرى از میان آنچه آسمان بر آن سایه افکنده تنها فدک دراختیار ما بود که آن هم گروهى بر آن بخل و حسادت ورزیدند و گروه دیگرى آن‏را سخاوتمندانه رها کردند و بهترین حاکم ‏خدا است.

مرا با«فدک‏»و غیر فدک چکار؟...

اگر مى‏خواستم مى‏توانستم از عسل مصفا و مغز  گندم، و بافته‏هاى ابریشم براى خود خوراک و لباس تهیه کنم اما هیهات که هوا و هوس بر من غلبه کند، و حرص و طمع مرا وادار کند تا طعامهاى لذیذ را برگزینم. در حالیکه ممکن است در سرزمین ‏«حجاز» یا «یمامه‏» کسى باشد که حتى امید بدست آوردن یک قرص نان نداشته باشد و نه هرگز شکمى سیرخورده باشد، آیا من با شکمى سیر بخوابم در حالیکه در اطرافم‏ شکمهاى گرسنه  باشند؟ ...

آیا به همین قناعت کنم که گفته شود: من امیر مؤمنانم اما با آنان‏ در سختیهاى روزگار شرکت نکنم؟! و پیشوا و مقتدایشان در تلخی‌هاى زندگى‏ نباشم؟ ...


 
به استقبال میلاد مولا (ع)
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: امام علی ، نهج البلاغه ، سیاست

برای کسی که نهج البلاغه را ورق زده باشد و با دنیای پر عظمت علی(ع) آشنا شده باشد زندگی در این کره خاکی سخت و دشوار می شود، زیرا همیشه یک معیار، یک میزان دارد که همه را با او می سنجد.

کافی است فقط یک بار نامه امام به مالک اشتر (نامه 53) را خوانده باشید یا وصیت ایشان به امام مجتبی  (نامه 31) را تا ببینید که ما چقدر از آن افق نورانی دوریم  و دریغا که هر روز دورتر و دورتر می شویم.

«... و باید که دورترین افراد رعیت از تو و دشمن ترین آنان در نزد تو ، کسى باشد که بیش از دیگران عیبجوى مردم است .

.... من از رسول الله(صلی الله علیه و آله) بارها شنیدم که می‌گفت:پاک و آراسته نیست امتی که در آن امت، زیردست نتواند بدون ‌لکنت زبان حق خود را از قوی دست‌بستاند.

... بپرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردم‌پردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریخته‌اند.پس‌مباد که حکومت‌خود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونی‌نه تنها حکومت را ناتوان و سست‌سازد، بلکه آن را از میان برمی‌دارد یا به دیگران‌می‌سپارد...»