بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

مهمان تو
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ٢٧ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: مولانا

ای عشق تو موزون تری یا باغ و سیبستان تو؟

چرخی بزن ای ماه تو جان بخش مشتاقان تو

تلخی ز تو شیرین شود کفر و ضلالت دین شود

خار و خسک نسرین شود صد جان فدای جان تو!

در آسمان درها نهی در آدمی پرها نهی

صد شور در سرها نهی ای خلق سرگردان تو

عشقا! چه شیرین خوستی عشقا! چه گلگون روستی

عشقا! چه عشرت دوستی ای شادی اقران تو!

بی‌تو همه بازارها پژمرده اندر کارها

باغ و رز و گلزارها مستسقی باران تو

رقص از تو آموزد شجر پا با تو کوبد شاخ تر

مستی کند برگ و ثمر بر چشمه‌ی حیوان تو

ای خوش منادی‌های تو! در باغِ شادی‌های تو!

بر جای نان شادی خورد جانی که شد مهمان تو

من آزمودم مدتی   بی ‌تو ندارم لذتی

کی عمر را لذت بود بی‌ملح بی‌پایان تو؟

رفتم سفر بازآمدم ز آخر به آغاز آمدم

در خواب دید این پیل جان صحرای هندستان تو...

مولوی- غزل 2138

اقران: نزدیکان- ای شادی اقران تو: خوشا به حال نزدیکان و همراهان تو

مستسقی: آب جو، تشنه

ملح: نمک


 
رباعی
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢٦ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

گفتم که دلم هست به پیش تو گرو

دل باز ده آغاز مکن قصه ی  نو

افشاند هزار دل ز هر حلقه ی زلف

گفتا که دلت بجوی و بردار و برو!


 
نیمه‌ی بی تشویش
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

نیمه‌ی بی تشویش وجودم این روزها فرمانروایی می‌کند! خیلی به خودم فشار نمی‌آورم روزی چند صفحه از پایان نامه را تایپ می‌کنم، قدری مطالعه می‌کنم، قدری بازی!  

قبل از شروع ماه مبارک،  دو روزی سفر رفتم. یک جای خلوت و آرام که آسمانش شبها ستاره داشت و همسفرم ستاره هایش را می‌شناخت. جایی که فقط یک چراغ قرمز داشت و مردمش تا تو را می‌دیدند- حتی اگر شکل و شمایلت به آنها نمی‌خورد-  به تو سلام می‌کردند و سر صحبت را باز می‌کردند.  جایی که به جای پبتزا و تونا (Tuna)، می‌شد پنیر و هندوانه خورد!

شاید اینطور شد که نیمه‌ی بی تشویش وجودم زنده شد و حالا دلم می‌خواهد نشانه های او را بخوانم و بخوانم...

شما هم هرجا که هستید خلوتی برای خودتان فراهم کنید. این همه تشویش و تفرقه را از دل و جان دور کنید. غم زمانه را به اهل زمانه واگذار کنید. کمی هم خودتان را دریابید. قوا انفسکم ...

ما که رندیم و گدا... 


 
ای روزهای خوب که در راهید!
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ٧ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

روزهای خوبی در راهند. روزهایی برای سبک شدن و آرامش یافتن. روزهایی برای اندکی رها شدن از روزمرگی. روزهای تلاوت کلام خدا و کمی تامل کردن. روزهای در هر  نفس تسبیح خداوند گفتن. روزهای میهمانی و میزبانی که با بهترین شب سال از تو پذیرایی می کند.

 

اباصلت هراتى مى گوید: در آخرین جمعه ماه شعبان بر امام رضا علیه السلام وارد شدم حضرت فرمودند: اى اباصلت ! بیش تر روزهاى ماه شعبان گذشت و اینک آخرین جمعه آن است ؛ پس در این چند روز باقى مانده ، کوتاهى و تقصیرت را نسبت به گذشته جبران کن ! بر تو باد که روى آورى به آن چه براى تو فایده دارد؛ پس باید زیاد دعا کنى و طلب مغفرت نمایى و قرآن بخوانى و از گناهانت به درگاه خدا توبه کنى تا این که هنگام فرا رسیدن ماه مبارک ، تو خالص و پاک باشى . مبادا امانتى بر دوش تو باشد، مگر آن که آن را مسترد نمایى و یا در دل تو کینه اى باشد نسبت به یک نفر مؤ من ، مگر آن که برطرفش نمایى و گناهى باشد که انجام مى دادى و هنوز دل از آن نکنده باشى ، از خدا بترس ! و در تمام کارهاى پنهان و آشکارت به خدا توکل کن ! زیرا هر کس به خداوند توکل کند، خداوند براى او کافى است .
اى ابا صلت ! این چند روز باقى مانده از ماه شعبان زیاد بگو: خدایا! اگر تا کنون گناهان مرا نبخشوده اى ، پس در باقى مانده آن مرا ببخش . ..

 

شرح خطبه شعبانیه از رسول گرامی -اوصاف روزه داران- اینجاست.

التماس دعا