بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

دارم ميرم يه جای دوووور
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۸ خرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

دارم ميرم يه سفر نسبتا دووور و دراز. مقصدم ساحل اقيانوس آرامه... شايد خوابی که ۱۳ سال قبل ديدم تعبير بشه... سعی می‌کنم هر روز عکس بذارم و سفرنامه بنويسم البته به شرط اينکه اينترنت مفت و مجانی پيدا کنم.

سفر مرا به در باغ چندسالگی‌ام برد...


 
چشم خواب آلوده‌
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱٢ خرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: شعر خودم

چشم خواب آلوده‌ام٬ دشوار می‌بینم تو را

ای بهار صبح خیزان! تار می‌بینم تو را ...

واترلو - ۲۹ می

در دست احداث!


 
یک سالگی آفتاب
ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ روز ٥ خرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

- آبان سال 76 بود. دانشجویی بودم در دانشگاه شیراز. اعضای یکی از گروه های دانشجویی برای انتشار یک مجله‌ی دانشجویی دعوت به همکاری کردند. دو سه ماه تمام وقت گذاشتند که اسم مجله را انتخاب کنند. آخر هم یک اسم نه چندان جدی و جذاب را انتخاب کردند. حالا دنبال مطلب می‌گشتند برای شماره‌ی اول. مطلب طنزی نوشتم به نام «تئوری بز و بادکنک» کنایه‌ای بود به دانشجوهایی که سرشان را پایین می‌اندازند و جز درس خواندن کار دیگری نمی‌کنند، به امید این‌که تلنگری بزنم به چینی نازک تنهایی آنها... بعد از چندماه تاخیر شماره‌ی اول مجله چاپ شد اما از مطلب من خبری نبود، به جایش یک شعر طنز چاپ کرده بودند که بیشتر هجو بود و پر از اشکال فنی. گفتند حاج آقا گفته مصلحت نیست مطلب شما چاپ شود، ممکن است به عده‌ای بر بخورد. امر حاج آقا مطاع بود...

ادامه‌ی مطلب را در اينجا بخوانيد

بر گرفته از هفتمين شماره‌ی مجله‌ی آفتاب


 
رمز داوینچی
ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ٤ خرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: فیلم ، انجیل

یکی از بحث‌های رایج در این روزها ماجرای فیلم رمز داوینچی یا Davinci Code است که از جمعه‌ی گذشته اکران آن آغاز شده و به گفته‌ی رسانه‌ها، تنها ظرف شنبه و یکشنبه گذشته این فیلم 224 میلیون دلار در سرتاسر جهان فروش کرده است. ظاهرا این دومین فیلم تاریخ سینماست که توانسته چنین موفقیتی در آغاز اکران به دست آورد.

رمز داوینچی

از اولین باری که در کانادا به سینما رفتم - تقریبا ۱۸ ماه قبل- مدام تبلیغ هیجان انگیز این فیلم پخش می‌شد و از بینندگان میخواست که تا ماه می ۲۰۰۶ منتظر بمانند. روز جمعه داشتم با یک خانم مسیحی درباره‌ی این فیلم بحث می‌کردم.  می‌دانستم که او مسیحی معتقدی است که مرتب به کلیسا می‌رود و در کارهای خیریه شرکت می‌کند. حتی در ترجمه‌ی انجیل به زبان گینه‌ای همکاری داشته. گفتم از اینکه این فیلم باورهای اساسی مسیحیت را زیر سوال برده ناراحت نیستید؟ گفت: «من هنوز فیلم را ندیده‌ام اما از یک موضوع خوشحالم که الان مسیحیت بحث روز جهان شده و خیلی ها این سوال برایشان مطرح شده که مسیحیت چه می‌گوید و دنبال چیست. این فرصت بسیار خوبی برای ماست که اندیشه‌های مسیح (ع) را تبلیغ کنیم.» اتفاقا در یکی از صحنه‌های پایانی فیلم من به حرف این خانم پی بردم. جایی که از زبان هنرپیشه‌ی نقش اول مرد خاطره‌ای از دوران کودکی‌اش را می‌شنویم و نتیجه می‌گیرد که دین یک اعتقاد درونی است و حتی اگر با تاریخ (و شاید علم) سازگار نباشد برای کسی که به آن اعتقاد دارد چاره‌گشاست.

رمز داوینچی بر اساس رمانی از دن براون ساخته شده. در این فیلم بیان می‌شود که عیسی (ع) یک پیامبر است (پسر خدا نیست)  که مثل همه‌ی انسانهای عادی ازدواج کرده و همسر او مریم مجدلیه بوده که از او صاحب فرزند شده و نسل او هنوز بر روی زمین باقی است.

فیلم سه صحنه‌ی بسیار گیرا داشت. اگرچه فیلمنامه ضعفهای عمده‌ای داشت اما کارگردان فیلم (Ron Howard) که ذهن زیبا را در کارنامه‌ی خود دارد به خوبی از عهده‌ی کار برآمده بود.  بازی تام هنکس قابل قبول بود اما چشمگیر نبود. هنرپیشه‌ی نقش اول زن (Audrey Tautou) چندان تعریفی نداشت. به نظرم بهترین بازیگر یان مک کلان بود که نقش پیرمرد دانا و جاه طلبی را در فیلم بازی می‌کرد. قیافه‌اش شبیه دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی (استاد فلسفه) بود و این شباهت بارها مرا به خنده انداخت...