بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

امتحان دکترا
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ٢٩ دی ۱۳۸۱  کلمات کلیدی: شعر خودم ، تهران

غزل زیر را در 27 اردیبهشت 81 وقتی مشغول مطالعه برای امتحان دکترای دانشگاه شریف بودم، سرودم. آن روزها تهران حال و هوای عجیبی داشت و بهار هنوز سایه‌اش را گسترده بود. گاهی درس خواندن سخت ترین کار ممکن است.
با این حال و هوایی که من داشتم، قبول شدنم اتفاق عجیبی بود!


بادها چه عاشقانه می‌وزید!
عاشقید و بی بهانه می‌وزید
آسمان شهر روسپید شد
بس که مست و شادمانه می‌وزید
بادها لبم پر از سکوت بود
مثل موجی از ترانه می‌وزید
رازها درون چرخش شماست
بادها چه پر نشانه می‌وزید
من به جستجوی عشق آمدم
از کجا ؟ کدام خانه می‌وزید؟
روزهای تلخ را نشان دهید
شب اگر بر آن کرانه می‌وزید
* * *
امتحان دکترا، کتاب، درس
بادها چه شاعرانه می‌وزید !


 
شهر من کجاست؟
ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ روز ٢۸ دی ۱۳۸۱  کلمات کلیدی: شعر خودم ، تهران

شهر من کجاست؟
شهر من
در خطوط چشمهای شرقی کدام آشناست؟
با تمام روزها غریبه‌ ام
باغ بی پرنده
موج بی کناره
دشت بی بهار
انتظار . . . انتظار
کاش سهم من
از تمام کاخ ها و خاک ها
یک وجب بهشت
یک وجب پریدن از
سیم خاردار سرنوشت بود

از جنوب غرب
تا شمال شرق
این بزرگراههای بی درخت
تیرهای بی پرنده چراغ برق

صبحها : خمار
شب : جنازه‌ای میان شوره زار
صبح تا غروب
کار
کار
کار
روزهای خوب عمر من گذشت
بین این کتابها مقاله‌ها
در میان برگه‌ های خانگی
جستجوی هیچ
در میان صفحه های پوچ

حلقه‌ های پای بندی‌ام
مارهای روی شانه منند
کاوه‌ای بساز ای جناب کادحٌ الیه
این نیاز سربه زیر را بگیر
جراتی برای ماجرا شدن ببخش

پلکهای من
زیر بار خستگی شکسته اند
خواب باش
ای شب کویرهای پرستاره
آفتاب باش

تهران - ۲۹ آبان ۱۳۸۱


 
دوبیتی
ساعت ٤:٥٦ ‎ق.ظ روز ٢٦ دی ۱۳۸۱  کلمات کلیدی: شعر خودم

خراب از باده‌ی اردیبهشتم
برایت روی برگ گل نوشتم
من آن فرهاد دلتنگم در این شهر
که شیرینی ندارد سرنوشتم


 
کلام اول
ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز ٢٥ دی ۱۳۸۱  کلمات کلیدی: شعر خودم

به خواست خداوند متعال در این صفحه سروده‌های خود را به دوستان و علاقه‌مندان تقدیم خواهم داشت:


گل سنگم که در بالای کوهم
فریبت می‌دهد اوج و شکوهم
کنارم کاش خاری دست‌کم بود
از این تنها نشستن در ستوهم